تبلیغات
تمدن اسلامی

تمدن اسلامی

جنبش نرم افزاری راهکار تحقق تمدن اسلامی

چندی پیش نگاهی به لیست مطالب وبلاگ می انداختم که متوجه شدم گروهی از دست نوشته هایم شاید در ارتباط با موضوع وبلاگ نباشد هر چند نگارش آن مطالب در زمان خود لازم و ضروری بودند ولی از قرار معلوم ارتباطی با محور اصلی وبلاگ ندارند!!!
لذا مقالات مرتبط در خصوص محور اصلی وبلاگ که موضوع تمدن نوین اسلامی و نهضت تولید علم دینی است را در اینجا گرد هم آوردم تا دسترسی به آنان سهل تر گردد.

1. متن زیر خلاصه ای از سخنرانی اینجانب با موضوع جنبش نرم افزاری می باشد
2. گفتاری در باب رسانه های جمعی
3. دموکراسی یا تئوکراسی
4. بیانات امام خمینی در جمع اساتید دانشگاه تهران
5. نگاه کل نگر به مقوله تحول در نظام آموزش و پرورش
6. جادوی پنهان و خلسه نارسیسی
8. هدف از تشکیل جامعه اسلامی
9. چرا جنبش نرم افزاری؟
10. نقدی بر تاریخ تمدن ویل دورانت
11. در جستجوی علم مدرن (1)
12. تولید علم بومی از دیدگاه مقام معظم رهبری
13. کلیپ صوتی نهضت تولید علم دینی
14. پیرامون مرکز دکترینال امنیت بدون مرز
15. روح الله، کاریزما نبود
16. چیستی موجود و چگونگی نقشه راه
17. معرفی کتاب
18. سرابی در دور دست فرهنگ


جمعه 4 مهر 1393

سیلاب فرهنگی زیر مناسبات نظامی - امنیتی

نویسنده: امیر   طبقه بندی: سیاست، 

غربزدگی جلال آل احمد را که تورق می کردم به نکته ای نغز در لابلای سطورش خوردم. (شاید) از این منظر نیز بتوان وقایع جاری در عراق و سوریه و منطقه خاورمیانه را نگریست.

جلال در جایی از کتابش می نویسد:

«صلیبیان فرنگ که به توبره کردن خاک عالم اسلام پا در رکاب کرده بودند، از همه ی اروپا گرد هم می آمدند – از سوئد بگیر تا رم- و همه فرمان پاپ اعظم را در دست داشتند و پول جیره و اسب و علیق تجارتخانه های «ژنوا» و «ونیز» را در پسِ پشت. و آن وقت به عنوان اسلام با که می جنگیدند؟ نه با مجموعه ی ممالک اسلامی ؛ بلکه فقط با ممالیک مصر ، دست نشانده های دور افتاده ی خلافتی که داشت بر باد می رفت[i] . گمان نمی کنم حتی سعدی به عنوان داوطلبی برای جهاد با کفار در آن خندق طرابلس اسیر شده باشد. آن روزها در این سوی عالم اسلام هیچکس را غم این نبود که خطر را ببیند و دست از بازیچه ی کودکانه ی ملوک الطوایفی بردارد. یا از بحث درباره ی حدوث و قدم قرآن به خاطر کوبیدن حریف ، چشم بپوشد ... »

«بردارید ورقی بزنید به سفرنامه های همه ی کسانی که در سراسر دوره صفوی به عنوان سیاح یا بازرگان یا ایلچی یا مستشار نظامی- و اغلب هم از یسوعیان (ژزوئیت ها) – به این سو آمده اند و ببینید که همه ی ایشان چه شاهدهای تشویق کننده و صبوری بوده اند برای آن تخته قاپو کردن ها! و چه پیزری نهاده اند لای پالان آدم کشی های عباس صفوی یا بی بته گی های سلطان حسین ! و درست از آن زمان است که ما گوشمان بدهکار می شود به به به گویی کنار گود نشینان فرنگی که در حقیقت تربیت کنندگان اصلی امرا و رجال ما هستند در این سیصد سال اخیر و همه ی این احسنت ها هم چون افسونی است درگوش پیرمرد راهدار خسته ای که آرام بخوابد تا دیگران قافله را بزنند.

این هاست سرچشمه اصلی این سیلاب غربزدگی...»

باریک بینی جلال بی حد و حصر است ، تاریخ جنگ های داخلی مسلمانان و برادر کشی را معلول یک اندیشه اروپایی می داند ، آنجایی که دربار شاه عباس صفوی درحال نوازش با چاپلوسی سیاحان و بازرگانان غربی است و یک جنگ صلیبی تمام عیار در مرزهای غربی جهان اسلام برپاست یک هجمه فرهنگی در زیر پوست این مناسبات نظامی و امنیتی درحال شکلگیری است. جلال سرچشمه آغاز سیلاب غربزدگی را همین جاها می جوید و به حق باریک بینی او احسنت دارد...

درجاییکه مسلمانان سرخوش از پیروزی در نزاع های ملوک الطوایفی بودند و وزرا و امرای مسیحی به این دعواهای پوچ به به می گفتند اروپا درحال فتح فرهنگی جهان اسلام بود، درواقع امر معادلات پیچیده سیاسی – نظامی لفاله ای می شود برای غربزدگی ، غربی که با قدرت ماشین و صنعت مسلح گردید و در پی فتوحات عظیم در بلاد اسلامی بود.

«داعش ، النصره و القاعده که به توبره کردن خاک عالم اسلام پا در رکاب کرده اند از همه عالم گردهم آمده اند – از انگلستان بگیر تا قزاقستان- و همه فرمان مفتی اعظم را در دست دارند و پول جیره و اسلحه و مواجیب تجارتخانه های «قطر» و «عربستان» را در پسِ پشت.»

و حالا شما به به گویی کنار گود نشینان فرنگی را تماشا کنید که چگونه یکی از برای فتوحات داعش هورا می کشد و دیگری تشویق کننده جبهه مقابل...

آیا این جنگ های ملوک الطوایفی و خون ریزی ، به کم خونی و بی رمقی جهان اسلام نخواهد انجامید؟ و بنظرتان جهان غرب هم اکنون در عرصه فرهنگ کدام خیز را برداشته و زیر لفافه مناسبات به ظاهر نظامی – امنیتی کدامین هجمه فرهنگی را آغاز نموده است؟

جلال آل احمد در جای دیگری از کتابش می افزاید:

«غرض از این همه این است که سعه ی صدر داشته باشیم و به این بنگریم که بر اثر چنان سیاست های تفرقه انگیز و آتش افروزی خونین و بی حماسه و بی عاقبت – که به کمک زیر جلی محافل روحانی وقت و به به گویی سفرای مسیحی فرنگ که اختلاف شیعه و سنی را دامن می زدند- دنبال می شد چه بلاها که بر سر شرق آمد یا بر سر همه ی ما که غربی ها ، خاورمیانه ای می نامندمان! و ما اکنون چه کم خونی مزمنی را از آن دوران به ارث برده ایم.»

در واقع امر تکفیری ها در حال کم خون و بی رمق نمودن جهان اسلام هستند ، اینان پتک های عالم غرب هستند که مسلمانان را از مبارزه اصلی غافل کنند، و آن زمانکه هجمه اصلی (که از سنخ فرهنگ خواهد بود) رخ نمود دیگر جهان اسلام چنان سست و بی حال خواهد بود که حتی نای بلند کردن سرخود را نخواهد داشت تا ببیند پس گردنی را از کدامین سمت خورده است!!! تفرقه های داخلی در دوران پیشین چنان بی رمقمان کرد که وقتی سیلاب غربزدگی عیان شد دیگر نای مقابله و مقاومت نداشتیم و بی خیالی طی کردیم و از نزاع پرهیز نمودیم و مصداق مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد شدیم.

نقشه مناطق تحت تصرف داعش

نگارنده کم خونی و بی رمقی را ترس از مبارزه تعبیر می کند. در واقع آن نزاع داخلی در دوران جنگ های صلیبی این جریان اجتماعی را نهادینه ساخت که جنگ و مبارزه امری بیهوده ، بی ثمر و حاصل زیاده خواهی پادشاهان و امرای وقت است و نتیجه ای جز برادر کشی ندارد. و وقتی این مسئله به یک اندیشه مسلط بر جامعه نهادینه گشت و به یک جریان اجتماعی تبدیل شد کار به جایی کشید که وقتی باید در برابر غرب مدرن قد علم نموده و سینه سپر می کردیم عقب نشستیم و سربر بالین نهاده و بخاطر جلوگیری از گشوده شدن جبهه جدید به سکوت و سکون روی نهادیم و شاید از این روی باشد که اندک مقاومت سیاسی در زمان قاجار که زیر لوای مشروطه خواهی داشت جان می گرفت با یکی دو اعدام و به توپ بستن مجلس رخت بر می بندد و آن کم خونی دوران پیشین موجب می گردد که چند قیدار بند با نیش و دندان نشان دادن مقاومت را در هم شکنند و مردم کوچه بازار برای جلوگیری از خونریزی به هر چیز درشت و کوچکی تن در دهند.

حال که چند گروه تکفیری سعی در کم خون نمودن جهان اسلام دارند آیا دیده بانان عرصه فرهنگ صحنه را می پایند؟ آیا شاخک ها می جنبند و حسگرها حساس می شوند که این همه مقدمه چینی از برای چیست؟ و بعد از این مناسبات نظامی-امنیتی قرار است کدامین پس گردنی فرود آید که برای مقابله با آن برنامه داشته باشیم؟

و آیا این مطلب را به گوش کنار گودنشینان رسانده ایم که ما اهل مبارزه ایم و به این نزاع های داخلی کم خون و بی رمق نمی شویم؟



[i]  منظور جلال آل احمد دولت عثمانی است.

سه شنبه 20 اسفند 1392

متنی کوتاه و قابل تامل

نویسنده: امیر   طبقه بندی: سیاست، 

دیروز به نقل از یک مقام ارشد استانی شنیدم که آقای هاشمی رفسنجانی در یکی از جلسات محفلی خصوصی فرموده ­اند اگر این دولت نتواند نسبت به ارتباط موثر با اتحادیه اروپا و آمریکا اقدام درخوری انجام دهد دیگر باید فاتحه ارتباط با غرب را بخوانیم و این موجب وخامت اوضاع اقتصادی کشور شده و در نهایت باید فاتحه نظام را نیز بخوانیم.

حال این افاضات را بگذارید در کنار این مسئله که آقای هاشمی پدر معنوی دولت بیم و امید! نیز محسوب میشوند و لاجرم این سنخ سخنان در استراتژی حرکت دولت بی تاثیر نخواهد بود (بخوانید موثر خواهد بود). و شما خواننده محترم این سطور به خاطر بسپارید که حجت السلام و المسلمین صدیقی در هفته جاری در شهر اهواز گفتند: «احساس میکنیم طوفانهایی در پیش داریم! ما این را از زیارت رفتن رهبر متوجه میشویم. ایشان در 3 هفته اخیر سه بار به مشهد و 2 بار به جمکران رفته­ اند.»

من نمیدانم واقعن بوی کباب میآید یا دولت فخیمه دارند ...

کسی که متغییر وخامت یا بهبود اوضاع اقتصاد کشور را با متغغیر مسائل سیاسی به توان یا رادیکال می­رساند یعنی در معادلاتش هنوز نتوانسته جایی برای اقتصاد بومی باز کند و نتیجه این می­ شود که رهبری برای حل این نامعادله به امام معصوم پناه می برند.


«این مطلب در 20 اسفند و پشت میز کاری نوشته شد و بدون روتوش و ویرایش در وبلاگ بارگذاری میشود»

چهارشنبه 22 خرداد 1392

اینفو گرافی هجمه علیه حاج سعید

نویسنده: امیر   طبقه بندی: سیاست، 

منبع: سایت رجا نیوز



* ابراهیم نبوی(ضدانقلاب خارج نشین):  باید به هر قیمت شده مانع روی کار آمدن موجود خطرناکی مانند سعید جلیلی و یا نامزدهایی مشابه او شویم.

* مسعود بهنود(روزنامه نگار فراری و کارشناس BBC) : مصمم هستم مانع رییس جمهور شدن جلیلی شوم.

* علیرضا نوری‎زاده(ضد انقلاب و کارشناس شبکه VOA): ریاست جمهوری جلیلی برای ما فاجعه‌ است.

* اکبر گنجی(ضد انقلاب فراری): با رئیس‌جمهور شدن جلیلی چه از ایران باقی می‌ماند؟

* سارا زرتشت(فعال رسانه ای ضد انقلاب) در سایت جرس: سعید جلیلی بسیار خطرناک است.

* حسن فرهنگی(فعال سیاسی ضد انقلاب): مقاومت یعنی به استقبال جنگ رفتن که سعید جلیلی قصد آن را دارد.

* یورونیوز: جلیلی در برابر غرب ایستادگی خواهد کرد.

* ان بی سی نیوز: سعید جلیلی، محافظه کار تندروی نزدیک به آیت الله خامنه ای، کسی است که با رویه ی خود تا کنون اجازه نداده است تا مذاکرات با نتیجه مطلوب دنبال شوند!"

* روزنامه صهیونیستی جروزالم پست: نفوذ جلیلی در مذاکرات هسته ای، وی را به عنوان گزینه ای معرفی می کند که احتمال ریاست جمهوری وی نیز برای غرب دلهره آور است.

سه شنبه 21 خرداد 1392

سایه سیاست بر فرهنگ

نویسنده: امیر   

این دست نوشته یك مرثیه است برای اهل انقلاب اگر درد آشنا باشند...

علت اینكه نگارنده این مجمل را نگاشت رویت یك صحنه بود.

مشاهده اینكه استاد مظلوم موسیقی ایران (جناب آقای قره باغی) در جریان حضور دكتر جلیلی در تبریز نتوانست به اجرای برنامه خود مبادرت ورزد زیرا بچه حزب الهی ها با شوری زائد الوصف چنان بر گرد سعید جمع شدند كه استاد كم مانده بود از جایگاه به زیر افكنده شود...

سه مناظره ای كه در حوزه اقتصاد، فرهنگ و سیاست در سیمای ملی برگزار گردید بیشتر از هر چیز نمایانگر و موید این مسئله بود كه احزاب، گروهها و افراد شاخص مملكت بیشتر از آنكه جناح بندی فرهنگی و اقتصادی داشته باشند جناح بندی و تقابل سیاسی داشته و دارند، آنچه از مناظره 8 كاندیدای محترم ریاست جمهوری در حوزه اقتصادی و فرهنگی بر می آید تفاوت حداقلی و تفاهم حداكثری آقایان بود اما مناظره سیاسی نشان داد آقایان تفاهم حداقلی و تفاوت حداكثری(بخوانید گسل) میان خود دارند.

كمی دیدگاه كل نگر داشته باشیم و اندكی آسیب شناسی بر آن بیافزاییم به نكته ای جالب بر می خوریم و آن اینكه اگرچه انقلاب اسلامی در ذات خود یك انقلاب فرهنگی بود اما فضای غالب آن هم اكنون بیشتر سیاسی است تا فرهنگی و یا احیاناً اقتصادی. این غلبه سیاست بر فرهنگ بوی مطبوعی متصاعد نمی كند و بسیار خطرناك می نماید. آقایان كاندیدا در سه مناظره خویش به خوبی هویدا ساختند كه احزاب ، جریانات مختلف، جبهه بندی ها و گروهها در جمهوری اسلامی صبغه سیاسی دارند نه فرهنگی و اقتصادی. اینكه عامه مردم در انتخاب داغترین مناظره از میان سه مناظره انگشت به سمت مناظره سیاسی می برند خود یك شاخص است و یك آژیر خطر. حضرات اصلاً دغدغه فرهنگ ندارند و از قرار معلوم نمی خواهند داشته باشند و مرزبندی های خود را به حوزه سیاست موكول می­كنند نه حوزه فرهنگ و اقتصاد.

این آفت سمی مهلك است و تیشه بر ریشه گفتمان انقلاب خواهد زد. جالبتر آنكه از قرار معلوم بدنه این گفتمان هم نمیخواهند مطالبه فرهنگ داشته باشند و از دغدغه­های فرهنگی سخنی بر زبان جاری سازند. و این در عمل آنان نیز خود را نشان می دهد.

نگاهی اجمالی بر اعمال و كردار بچه حزب الهی ها موید این كلام است كه توجهات ایشان بر مردان سیاست فراتر و فزونتر از اهل فرهنگ است. اهمیت به فرهنگ را باید با اهمیت به اهل آن شناخت. اهل فرهنگ انسانهایی از جنس اندیشه و هنر هستند كه با گفتار و آثار خویش فرهنگ را اعتلا می بخشند. و وقتی توجهات به سمت مرد سیاست بیشتر از اهل فرهنگ باشد نشانگر یك رویه اجتماعی نا متجانس و نامیمون است، رویه ای كه از من و تو شروع میشود و به عنوان یك قاعده غلط بر نظام اسلامی مُستولی میشود. پدیده شوم غلبه سیاست بر فرهنگ باید تغییر یابد و در معادلات وزن فرهنگ فزون یابد و این تغییر از من و تو شروع میشود و در گذر زمان به یك مطالبه عمومی تبدیل میشود و سپس به یك رویه­ی عمومی ختم خواهد شد... انشاالله

ادامه دارد...

یکشنبه 5 خرداد 1392

سنگ محكی به نام نظام نیازمندی ها

نویسنده: امیر   طبقه بندی: سیاست، 

وقتی كاندیداهای محترم از برنامه ها و راهبردهای خویش سخن می  رانند همواره یك سوال در ذهن متبادر میشود و آن اینكه آیا این برنامه ها مبتنی بر كارهای پژوهشی بنیادی و یا تحقیقات میدانی است؟

در فرهنگ عامه ارائه نظرات بیشتر مبتنی بر دیده­ ها و مشاهدات شخصی استوار است و مردم بر اساس آنچه پیرامون خود می­بینند و یا احیاناً از اطرافیان می­شنوند به ارائه طریق و یا طرح یك نظر اقدام می­نمایند. لیكن این اقدام از جانب سیاستمداران و آنانكه خود را كاندیدای ریاست جمهوری معرفی كرده اند شاید امری قبیح و مزموم به نظر آید. هرچند در این دوره شاهد این مهم هستیم كه در فضای تبلیغات نسبت به گذشته بر ارائه برنامه­ های مدیریتی و كلان سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی بیشتر تاكید می­شود اما یك نكته همواره مغفول واقع می ماند و آن اینكه این برنامه بایستی با چه روشی و مبتنی بر كدام الگو طراحی گردد؟ عموماً كاندیداهای محترم از یك اتاق فكر كه متشكل از صاحب نظران است سخن می رانند اما این سوال مطرح خواهد بود كه اتاق فكر كاندیداها مبتنی بر كدام اطلاعات و كدامین «نظام نیازمندی» به طراحی برنامه اقدام نموده­ است؟

در حركت به سمت تمدن نوین اسلامی مهندسی ساحت های مختلف جامعه به منظور گذار تدریجی از نظامات اجتماعی مدرنیته امری لازم و غیر قابل اجتناب است. اما مهندسی گذار و نظام سازی در عرصه­ های سیاست، فرهنگ و اقتصاد مبتنی بر «نظام نیازمندی ها» شكل میگیرد و بایستی پاسخ هایی بومی و مبتنی بر اصول دینی به این نیازمندی ها ارائه گردد.

آنانكه ادعای نمایندگی گفتمان انقلاب اسلامی را دارند به این پرسش پاسخ در خور دهند كه نسبت برنامه هایشان با تمدن نوین اسلامی چیست؟ اگر آقایان ادعای ریاست جمهوری طراز انقلاب اسلامی را مطرح می كنند آیا برنامه هایشان را در نسبت پیشبرد جامعه به سمت تمدن اسلامی طرح ریزی نموده اند یا اتاق فكرشان خود را در نسبت با آرمان دیگری تعریف نموده است؟

شاید بتوان ادعا نمود بهترین سنگ محك جهت سنجش پاسخ های ارائه شده به این پرسش بررسی «نظام نیازمندی» كاندیداهای محترم باشد. نگارنده بعنوان یك فرد از جامعه ایران، از 8 كاندیدای احراز صلاحیت شده درخواست دارد تا «نظام نیازمندی های» جامعه ایران را كه برنامه هایشان بر اساس آن طرح ریزی شده است را عمومی سازند. اولویت بندی نیازمندیهای جامعه ایرانی در اتاق فكر حضرات به چه ترتیبی برآورد گردیده است؟ آیا این اولویت بندی بعد از یك كار پژوهشی احصاء گردیده یا بر الگوی عامیانه - یعنی مشاهدات شخصی و شنیده ها- استوار است؟ آیا این اولویت بندی نیم نگاهی به نیازمندیهای گذار به سمت تمدن اسلامی دارد؟ در تنظیم این نظام نامه شبكه در هم تنیده نیازمندیهای یك جامعه اسلامی و تفاوت ماهوی نیازمندیهای مرتبط با آن با یك جامعه غربی مد نظر قرار گرفته است؟ آیا تلاشی برای تمایز میان نیازمندی اصیل و نیازمندی تولید شده از سیطره فرهنگ و تفكر مدرنیته انجام شده؟ برای تنظیم نظام نیازمندیها پوپولیسم تبلیغاتی چیره­ گی داشته یا نگرش تمدن ساز؟ آنچه بدیهی است جامعه نتیجه اجرای برنامه­ ها را چند سال بعد در سطح اجتماع به وضوح خواهد دید اما می توان از هم اكنون آینده شعارها و برنامه های كاندیداهای محترم را تشخیص داد. اینكه چه پاسخی به پرسش ها می دهند به كنار، شاید شاخص مهمتر این باشد كه آقایان میل به كدام پرسش ها دارند. كدام پرسش ها را مهمتر قلمداد میكنند و به كدامین نیاز تاكید مضاعف میكنند و برای كدام نیاز برنامه مفصلتر و برای كدام نیاز برنامه كم رنگتری ارائه می دهند. در یك كلام «نظام نامه نیازمندیهای» حضراتِ كاندیدا نشان می دهد در سالهای پیش رو چه خواهند كرد و چه نخواهند كرد؟

چهارشنبه 1 خرداد 1392

تاملی در تبلیغات و حضور تذكر آمیز جلیلی

نویسنده: امیر   طبقه بندی: سیاست، 

از سال‌ها قبل كه فضای سیاست در حد و اندازه فهم نگارنده از آن مورد توجه قرار گرفت، همواره یك سئوال بزرگ در ذهن خطور می‌كرد و آن اینكه تبلیغات قبل از موعد قانونی یعنی چه؟ برای چیست كه همواره ستاد انتخابات كشور و شورای نظارت از چند ماه مانده به انتخابات در بوق و كرنا می‌كردند كه «تبلیغات پیش از موعد مقرر ممنوع»! و اینكه فرصت قانونی چه زمانی‌ست و فرصت غیرقانونی به چه می‌گویند؟

از توجیهات شخصی كه بگذریم و پیش فرض عدم تخطی چهره‌های مختلف منتسب به جریان اصولگرایی از اصول قانونی و اخلاقی را كنار نهیم و این باور غلط را كه به طور حتم و یقین تخلف قانونی صورت نمی‌پذیرد و از انشاالله و ماشاءالله كه درگذریم، بینی و بین الله آیا بنظرتان دور افتادن در دانشگاه‌ها، شهرها و مجامع عمومی قبل از اعلان نظر قطعی شورای نگهبان در خصوص احراز صلاحیت شدگان صحیح است؟ بفكر دیدار مردمی افتادن دو سه ماه قبل از انتخابات چه؟ تشكیل ستادهای انتخاباتی، معرفی رئیس ستاد، معاونین، سخنگو و... در چارچوب قانون است یا خیر؟ اینكه بنرهای چند صد هزاری در اماكن عمومی بزنند و تیزر و آگهی سفارشی به صدا و سیما بدهند صحیح است یا خیر؟

شاید عامه مردم، جواب این سنخ پرسش‌ها را دارند اما نكته اینجاست كه این عزیزان مگر ادعا ندارند چون محبوبیت مردمی ایشان فراتر از حد تصور است و شور و اشتیاق یارانشان برای نشاندن این آقایان در مسند ریاست جمهوری در حد چاك كردن سینه است كه در اینصورت دیگر نیازی به تبلیغات پیش از موعد نمی‌باشد و این بدنه مردمی در همان فرصت قانونی كاری می‌كنند كارستان.

اما امسال جلیلی به من فهماند كه خلاف قانون فكر می‌كردم و باوری مضحك در ذهنم نقش بسته بود. جلیلی دیكته‌ای گفت كه قبلاً مشقش را ننوشته بودم و حتی بلد نبودم اینگونه هم می‌توان در امتحان انتخابات شركت كرد. انگار داشت یادمان می‌رفت دیگر تبلیغات‌مان از مرّ قانون فرسنگ‌ها فاصله یافته و دیگر بوی انقلاب نمی‌دهد. از قرار معلوم آقایانی كه خود را داعیه‌دار گفتمان انقلاب معرفی می‌كردند خود و ادا و اطوارشان را طوری بر فضای سیاست كشور تحمیل نموده بودند كه مطالبه كاندیدای طراز جمهوری اسلامی را به فراموشخانه ذهنمان راهی كرده بودیم.

آنچه از تبلیغات پیش از موعد كاندیداها برمی‌آید این است كه آنان برای به چنگ آوردن میز و صندلی پاستور حاضرند از ماه‌ها قبل از انتخابات دست به هر اقدامی بزنند و ریز و درشت خلاف قانون قدم بردارند و اسمش را بگذارند حركت به سمت پیروزی در انتخابات آن هم برای خدمت بیشتر برای مردم!

حضور جلیلی با این سیاق برای امثال بنده بیشتر شبیه تذكار بود. تذكری كه تلنگری سخت بر بافته‌هایمان زد و ما را از تاری كه بر ذهنمان پیچیده بودیم رها نمود. جلیلی نشان داد كه اگر ادعای آقایان مبنی بر وجود بدنه مردمی و خیل مشتاقان صحت داشت نیازی بر دوره‌گردی و تبلیغات حجیم نیست و همین فرصت چند روزه تبلیغات كه قانون رهین آن است كفایت می‌كند...

تذكر جلیلی بجاست. تذكری كه نه با بیان بلكه با عمل ظهور یافت و سایر كاندیداها باید بدان پاسخ درخور دهند كه چرا تبلیغات خویش را در بازه زمانی خارج از فرصت قانونی تبلیغات شروع نموده‌اند؟ و این خود شاخصی است برای انتخاب اصلح. و آخرین كلام اینكه وقتی ما به رئیس جمهور طراز انقلاب اسلامی می‌اندیشیم آیا به تبلیغات طراز انقلاب اسلامی هم می‌اندیشیم یا آن را امری فرعی و بی‌اهمیت می‌پنداریم؟


این مطلب در سی و یكم اردیبهشت92 در سایت حیات طیبه آذربایجان منتشر شد.

شنبه 28 اردیبهشت 1392

از جلیلی بوی تقوا استشمام میشود

نویسنده: امیر   طبقه بندی: سیاست، 

پنجشنبه 9 آذر 1391

ما و نهر علقمه

نویسنده: امیر   

و این چه سری ست که در میان علقمه و فرزندان شیعه نهفته است؟

و تو گوئی از ازل روایت علقمه را در جان ما نجوا کرده اند. و این چه سوزیت که با داستان علقمه بر ما مستولی می گردد؟

و مگر نه این است که شیعه با عشق هرآنچه بر نهر علقمه رفت توان پیکار با دنیایی را دارد تا حکومت حبّ به ولای حسین را در آن جاری سازد؟


جمعه 3 شهریور 1391

و حضور سیاسیون در مناطق مصیبت زده

نویسنده: امیر   طبقه بندی: سیاست، 

شنبه که زلزله آمد شب باید احیا نگه میداشتیم بجای احیا نگه داشتن بیشتر از همه خاطرات رضا امیر خانی از زلزله بم در ذهنم می چرخید. تلوزیون نفتی ما که مدام بر طبل آرام بودن اوضاع میکوبید ولی در دیگر سوی بازار اخبار تلوزیون گونش گرم بود که بر تنور وخامت 100% اوضاع می دمید.

از دست خودم کلافه بودم که جلوی تلوزیون لم داده بودم و این شبکه آن شبکه میکردم تا اخبار تازه تری از زلزله به دست آورم. احساس میکردم وظیفه ام این است که در منطقه حضور بیابم. دوشنبه شرکت را زمین زدم و یکسر رفتم ورزقان تازه آنجا متوجه شدم بعد از دو روز از وقوع زلزله در بعضی از روستاهای منطقه بر سر نان و آب دعوا میشود و بعضی ها دو شب است از شدت سرما و نبود پتو خوابشان نمیگیرد و در مقابل بعضی از روستاها از شدت فزونی امداد رسانی و سیل کمک های مردمی در عیش و نوش به سر می برند. منی که روزه ام را نخورده بودم به امید اینکه ظهر برخواهم گشت تا شب ساعت 7:30 در کمپ کمک های مردمی واقع در 7 کیلومتری ورزقان ماندم و با نیروهای حاج عبداله کمکهای مردمی را جمع میکردیم و با وانت ها و نیسان های موجود به روستاها منتقل میکردیم.

پنج شنبه دوباره گازش را گرفتیم و رفتیم مناطق زلزله زده اما اینبار به گروه حاج عبداله و نیروهایش ملحق نشدیم بلکه کمی آنطرفتر در روستای سرند و در کمپ جمعی دانشجویی منزل گزیدیم. در دقایقی که مقام معظم رهبری روستای سرند را ترک می گفتند ما نیز وارد روستا شدیم. دو خانه کنار مسجد روستا را کرده بودند انبار و از شیر مرغ تا گوشت آدمیزاد در آن دپو کرده بودند و بجای نیسان یا وانت! با کامیون کالاها و اجناس را به روستاهای زلزله زده منتقل می نمودند. حوالی ظهر بود که سرویس صبح گاهی به کمپ برگشتند. برنامه گروه به گونه ای بود که یک کامیون قبل از ظهر و یک کامیون بعد از ظهر راهیه روستاها می کردند. برای سرویس بعد از ظهر کامیون را پر نمودیم و به همراه 8 دانشجو و دو خبرنگار راهی قشلاق علیی و سفلی شدیم. برادران رونقی هم در کامیون بودند. حسین رونقی بیشتر مسیر را با خانم خبرنگار گپ و گفت دوستانه داشت. برادر بزرگتر نیز جلوی کامیون کنار راننده نشسته بود و از اواسط راه آمد پشت کامیون و کنار ما و جلوی آفتاب نشست.

تصمیم بر این بود روز جمعه مان نیز برای کمک رسانی به مناطق زلزله زده اختصاص یابد اما اینبار به کمپ برادران رونقی ملحق نشدیم و یکراست رفتیم به ستاد کمک های مردمی بچه های قیطریه در روستای ... . وقتی وارد کمپ شدیم کمی بهت زده شدم آخر موجودی انبار برو بچ بالای شهر یک چهارم موجودی انبار چند دانشجوی ساده نبود!!! و جالبتر اینکه دانشجویان روزی 2 کامیون اجناس  و کالا به روستاها می بردند ولی بچه های قیطریه حداکثر 2 وانت!!!

با این حال میزان و حجم کمک های مردمی این دو گروه قابل قیاس نبود.

در طول مسیر قشلاق بالا و پایین دوستان پشت کامیون از جریان پان تورکیسم سخن می گفتند و در میان کلامشان دانشجویی از دانشگاه آزاد تهران از جلسه اخیرشان با عبداله نوری و نظرات سازنده!!! ایشان درخصوص قومیت گرایی و استراتژی های نوین جریان اصلاحات از زبان عبداله نوری می گفت.

آقای رونقی (همان بردار بزرگتر را می گویم) نیز در میان بحث از دعواهایش با فرماندار و امام جمعه ورزقان می گفت و حسین رونقی نیز در حد یک پاراگراف از زندانی شدنش در ایام ماضی و در حین اعتراضات ...

شب جمعه دوستان دانشجو توانسته بودند به یک مکان بهتر نقل مکان کنند. کمی آنطرفت و در جوار «بالیقچی» در یک سوله عریض و طویل تا کالاها و اجناس شان را در مکان بهتری دپو نمایند.

اما یک سوال همچنان در ذهنم باقیست: این میزان انبوه کالا و جنس از چه طریق و به واسطه چه کسانی در اختیار این گروه قرار گرفته بود و هزینه این تعداد زیاد دانشجوی دختر و پسر را چه کسی و یا چه کسانی متقبل شدند تا به این شکل کمک های مردمی به دست زلزله زدگان آذربایجان شرقی برسد؟

رابطه دوستان تحکیم وحدت با حسین رونقی چه بود که با دستگیری ایشان اینگونه به جوش و خروش آمدند؟

و آخر اینکه این آمدنها و رفتن ها و این امکانات بی حد و حصر در اختیار چند دانشجو قرار دادنها از ابتدا بوی سیاست بازی نمیداد؟ آخر سیاسیون در مناطق مصیبت زده چه کار میکنند؟

تکمله:

تعدادی دانشجو خود را به زمین و زمان زدند اما نتوانستند یک دهم کمک های مردمی!!! که به کمپ سرندسرازیر  می شد را جمع کنند.

تتمه:

حتی کمک های میلیونی بچه های بالای شهر هم به گرد پای کمک های چندتا دانشجو نمیرسید!!! جای سوال نداشت؟

نظر شخصی:

وقتی یک هفته بعد پنجشنبه شب، خبر دستگیری جمعی از دوستان کمپ سرند را دادند زیاد تعجب نکردم. چون قابل پیش بینی بود این جمع بوی سیاست میدهد.

نویسندگان

نظرسنجی

    چند درصد از مطالب وبلاگ را مطالعه نمودید؟







  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
log