تبلیغات
تمدن اسلامی - روش شناسی تولید علم دینی و ده سال دفاع مقدس

تمدن اسلامی

جنبش نرم افزاری راهکار تحقق تمدن اسلامی

جنبش نرم افزاری در ظاهر کلام مقوله ایست در باب علم و تولید علم و شکستن مرزهای دانش، اما در این نوشته در نظر داریم در خصوص روش شناسی تولید علم دینی و رابطه آن با ده سال دفاع مقدس علیه ظلمت و جهل- هشت سال جنگ ایران وعراق دروغی بیش نیست- سخن به میان آوریم.

شاید بارها و بارها شنیده یا خوانده باشیم که حضرت روح الله(رحمت خداوند بر او) و جانشین خلفش مقام عظمی ولایت تاکید کرده و می کنند که وصیت شهدا را مطالعه کنید.

مسئله ای که سالهاست به نام چگونگی تولید علم دینی مطرح شده است جوابی در این نزدیکی دارد.

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد/ آنچه با خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

آری همان ها که بدون کوچکترین ادعایی به جنگ با شیطان درون و شیطان بیرون با تمام سربازان و سینه چاکانش رفتند چیزی را تحقق بخشیدند که ما سالهاست در فکر تولید آنیم.

!؟!؟!؟ولی به برکت وجود دولت سازنده گی؛ به جای ادامه ی الگو و متد ده سال دفاع مقدس، با اجرای طرحهای کج و معوج که کپی ناقصی از فرهنگ و تفکر غرب به خصوص لیبرال دموکراسی بود، حاصل خون شهیدان به فراموشی سپرده شد.

در این فرصت در نظر داریم به عنوان نمونه وصیت اول شهید حاج ابراهیم همت را کنکاش کنیم تا به یمن وجود پر برکت این نازنین شروعی باشد بر کاری عظیم اما شدنیِ ارائه متدولوژی تولید علم دینی.

  1. انقلاب ایران توبه ای جهانی به رهبری امام خمینی (ره)

در غالب وصیت نامه های شهدا تعریفی واحد از انقلاب و رهبر فرزانه آن -حضرت روح الله- وجود دارد، همین ها بودند که معنی «انقلاب ما انفجار نور بود» را با تمام وجود خود درک کردند و در مسیری اصیل و بدون التقاط و انحراف گام نهادند.

حاج ابراهیم همت وصیت نامه خود را اینگونه آغاز می کند:

«. . . جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است.»

حاج همت با جملاتی کوتاه اما عمیق دو جامعه متفاوت را ترسیم می کند. مولفه های جامعه اول را اینگونه معرفی می کند:

-         حاکم بودن جهل

-         تباهی انسانها

-         حکومت طاغوت

-         سردر گم بودن جامعه

-         سر در لاک خود داشتن

مولفه های جامعه دوم:

-         رهبری فردی از سلاله پاکان

-         رهبری فردی از ادامه دهنده گان راه امامت

-         رهبری فردی از ادامه دهنده گان راه شهامت

-         رهبری فردی از ادامه دهنده گان راه شهادت

حال اگر هریک از مولفه های دو جامعه مذکور را بشکافیم به عمق مسئله بیشتر واقف خواهیم شد؛

حاکم بودن جهل: مولفه اصلی تمامی حکومت های غیر دینی، جهل آنهاست. جهل به حقیقت و کنه عالم درون و بیرون. تمدن غرب با تمامی خوش رنگی اش نتوانست نظر حاج ابراهیم را به خود جلب کند و در منطق و گفتمان او تمدن غرب با تمامی مظاهر و ارکانش جز سیاهی و ظلمتِ جهل چیزی بیش نیست. حاج همت مصادیق آیاتی از قرآن را که در خصوص ظلمت و جهل است به خوبی شناخته بود، و همین شناخت و درک صحیح او از تاویل آیات بود که مانع از انحراف او شد.

اما باید به این نکته توجه کرد که حاج همت جهل حاکم بر جامعه را مدنظر دارد. پس ممکن است جهل به عنوان گفتمان رایج در یک جامعه توسط خود افراد جامعه پذیرفته شود، واین سخن در درون خود حمله ای است بر شیوه حکومتِ اندیشه لیبرال دموکراسی، که هر چند توسط مردم پذیرفته شده است اما باز هم جهل است، جهل است، جهل

تباهی: اگر جهل در ملتی نهادینه شود، گذشته، حال و آینده آن ملت در این کلمه خلاصه شده است. حاج همت تباهی را نتیجه جهل می داند، تباهی انسانها امتداد جهل جامعه است و این یعنی تاثیر جامعه بر سر نوشت انسانها. و اگر فردی خواهان اصلاح امور خود باشد باید در عرصه زدودن جهل از چهره جامعه تلاش کند تا از تاثیر سوء جامعه بر خود در امان باشد. واین به نوبه خود معانی بسیاری در درون خود دارد، از لزوم تشکیل جامعه اسلامی تا جهاد در راه اصلاح امور.

پس شرط رستگاری انسانها زدودن جهل و آثار آن از چهره جامعه است.

حکومت طاغوت: جاج ابراهیم با این جمله « . . . و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند » نتیجه و آینده جهل را در عرصه اجتماعی بیان می کند. نتیجه جهل در عرصه فردی تباهی انسانها ست و در عرصه اجتماعی حکومت طاغوت. در واقع این شهید بزرگوار مثلثی را تر سیم می کند که زوایای آن جهل، تباهی انسانها و حکومت طاغوت است. حکومت طاغوت امتداد جهل جامعه است، و در صورت تشکیل چنین حکومتی جهل کامل شده است. جهل جامعه و حکومت طاغوت لازم و ملزوم یکدیگرند، و در نهایت مکمل یکدیگر. در این حالت تباهی انسانها نیز به منتها درجه خود می رسد، و در دیدگاه حاج ابراهیم،جامعه قبل از انقلاب در ایران و فراتر از آن تمدن غرب چنین مولفه هایی دارد.

سردر گم بودن جامعه: وقتی سه مولفه بیان شده در بالا تشکیل جامعه ای بدهند صفت بارز آن سردر گم بودن جامعه خواهد بود. اگر در تاریخ اروپا بعد از رنسانس تامل کنیم تجلی سردرگمی را در «ایسم ها» و «مکاتب» متعدد آن خواهیم یافت. جامعه ای که در اثر جهل از حقیقت هستی غافل شود، در توهمات و خیالات خود در جست و جوی واقعیات سردر گم خواهد شد، و با هدف کشف واقعیات بیشتر در تاریکی و ظلمات جهل غوطه ور خواهد شد.

سر در لاک خود داشتن: ویژگی دیگر ملتی با مولفه های سه گانه مذکور، در خود فرو رفتن است. جامعه ای که در اثر جهل خود را از نور حقیقت محروم می کند در ظلمات جهل هر روز بیشتر از روز قبل غرق خواهد شد و به خیال حل مشکلی، مشکلات بیشتری بر سر جامعه انباشته خواهد کرد. تجلی این سخنان وقایع امروز تمدن غرب است که سوالاتش بیشتر از پاسخ هایش می باشد. و سیل عظیم مجهولات، فرهنگ و تفکر غرب را در بن بست قرار داده است. چنین جامعه ای زیر خروارهایی از مشکلات چنان در لاک خود فرو می رود که مجال تفکر در اطرافیان خود را نمی یابد. جهانی سازی که مدتی است مطرح شده است نیز برای حل مشکلات کشورهای توسعه یافته و تضمین سود شرکت های فرا ملیتی است، و حتی در آن نیز مجالی برای تفکر در اوضاع و احوال دیگران نیست بلکه هدف حل معضلات خویش است نه دیگران.

* * *

شهید بزرگوار حاج ابراهیم همت در ادامه نقطه مقابل چنین امتی را ترسیم می کند، و در این خصوص روانشناسی حاکم جامعه ای متعالی را بیان می کند.

رهبری فردی از سلاله پاکان: حال که جامعه انحطاط یافته ای با مولفه های سه گانه فوق تشریح شده و جهل پایه همه معضلات آن جامعه عنوان گشته نقطه مقابل آن باید حکومتی باشد که حاکمان آن امتداد پاکی باشند که مظهر آن 14 معصومند. این پاکی مانع بروز جهل خواهد گشت، و در همین گام نخست تمامی مولفه ها و ویژگیهای مربوط به جامعه جهل ریشه کن خواهد شد. در نتیجه پاکی حاکمان یکی از راهکارهای گذار به جامعه نور است.

رهبری فردی از ادامه دهنده گان راه امامت: شهید بزرگوار با اشاره به این مولفه نشان می دهد نور را تنها در نزد 14 معصوم می جوید و بس و مابقی را جهل معرفی می کند. و نشان می دهد که انقلاب اسلامی ادامه راه انبیاء و اولیاء است و تنها راه نجات بشریت از ظلمات جهل و هجرت به سوی نور و حکومت اولیاء الهی می باشد.

تنها از سلاله پاکان بودن مهم نیست، بلکه حاکم جامعه اسلامی باید ادامه دهنده راه آن پاکان ودر مرتبه ای بالاتر امامان باشد

رهبری فردی از ادامه دهنده گان راه شهامت: گذار از جهل شهامت می خواهد، مخصوصا با رنگ و لعابی که در دنیای مدرن به این جهل داده اند، نیاز به شهامت بیشتر احساس می شود. این شهامت امتداد همان پاکی و نور امامت و ولایت است که در درجه اول باید در حاکمِ جامعه ایده آل، متبلور شود.

چه بسیارند کسانی که داعیه پیروی از امامت و ولایت 14 معصوم دارند، اما این پیروی که مد نظر حاج ابراهیم همت است با یک صفت دیگر کانالیزه می شود، تنها ادامه دهنده ی راه امامت کافی نیست، حاکم باید این پیروی را معطر به شهامت کند.

رهبری فردی از ادامه دهنده گان راه شهادت: آیا شهامت غیر از شهادت است؟ در غیر اینصورت چرا حاج ابراهیم همت دو بار به این مسئله اشاره می کند؟ سیر جملات این پاراگراف نشانگر آن هستندکه در این سطور شهادت در ادامه شهامت است. حاکم جامعه اسلامی باید جرات حرکت در راستای مسیر حق را داشته باشند، حتی اگر به قیمت جان، مال و آبروی او تمام شود.

شهامتی که در بند قبلی بیان شد، هدفی والا و متعالی دارد، و آن شهادت است. پس منظور از شهامت تنها «حارت و پورت» توخالی و بی ارزش نیست، بلکه دوباره کانالیزه می شود و متصوف به صفت شهادت می شود.

روانشناسی افراد جامعه توبه کرده: دیدگاه حاج ابراهیم همت به جامعه اسلامی، تنها در خصوصیات حاکمِ جامعه اسلامی خلاصه نمی شود. در ادامه ی وصیت می فرمایند:

« مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند. ای کاش به خود می آمدند. »

حاج ابراهیم همت یکی از بارزترین خصوصیات افراد جامعه تحول یافته را ولایت پذیری عنوان می کند.

خصوصیت دیگر افراد جامعه «حکومت جهل- تباهی- حکومت طاغوت» را با عبارت «. . . در سینه و وجود گندیده من . . .» بیان می کند. بعد از توبه ی اجتماعی، جایگزین صفت مذکور « روح پرفتوح اسلام» است. در ادامه، حاج ابراهیم همت آرزوی شهادت می کند، در این صورت به نابه روابط علّی بیان شده در بالا افراد جامعه تحول یافته نیز دارای ویژگی های: ا- افردی از سلاله پاکان 2- افردی از ادامه دهنده گان راه امامت 3- افردی از ادامه دهنده گان راه شهامت 4- افردی از ادامه دهنده گان راه شهادت، خواهند بود. و در همین راستا در این قسمت صفت دیگر رهبر جامعه اسلامی را اینگونه بیان می کند: «کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام(باشد).»

روانشناسی افراد خاکستری: متاسفانه این قشر عموما در تمامی جوامع بشری یافت می شوند. افرادی که صفت بارز آنها « سازش کاری و بی تفاوتی» است. افرادی که بدون آنکه بدانند در دورِ «زندگی برای کار و کار برای زندگی » گرفتارند. دلیل این پوچی و سردرگمی را نیز حاج ابراهیم همت بیان می کنند؛« جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند» در زیر هر یک از بندهای این جمله را بیشتر می شکافیم.

ادامه نوشته را به زودی بارگذاری خواهم کرد

نویسندگان

نظرسنجی

    چند درصد از مطالب وبلاگ را مطالعه نمودید؟







  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
log