تبلیغات
تمدن اسلامی - در جستجوی علم مدرن (1)

تمدن اسلامی

جنبش نرم افزاری راهکار تحقق تمدن اسلامی

گذار به پرسش های بومی

در نظام آموزشی کشورمان – که مشخص نیست از کدام مبانی و اصولی پیروی می کند- به دانش آموزان و دانشجویان مچموعه ای از علوم آموزش داده می شود، که با مولفه های خاص ایران سازگار نیست. مسئولان کشور همواره سعی دارند با تغییر محتوای کتب درسی و ساختارهای آموزشی – و گاها پرورشی – نظام آموزشی کشور را کارامدتر کنند و وضعیت موجود را تغییر دهند.

در آسیب شناسی وضعیت موجود آموزش کشورمان عنوان می شود: « دانش آموزان و دانشجویان به مثابه دستگاه ذخیره متون درسی عمل می کنند.» حال ما این سوال را از مسئولان ذیربط داریم که ؛ چرا علی رغم تغییرات متوالی در محتوا و ساختار مظام آموزشی هر روز بیشتر حافظه محور می شویم و از پژوهش محوری فاصله می گیریم؟ »

در این مختصر سعی داریم حدالامکان به این پرسش پاسخی در خور دهیم.

در کارهای پژوهشی، معمول که هر از چندگاهی انجام می دهیم یا دیده ایم که انجام داده اند، یک نقطه اشتراک وجود دارد و آن، سوال یا پرسش است، که در طول پروژه به آن پاسخ داده می شود. آیا تاکنون تامل کرده ایم که این پرسش ها از کجا نشات می گیرند؟ و به کدام نیاز ما پاسخ می دهند؟ آیا تا کنون فکر کرده ایم که متون درسی به کدامین پرسش پاسخ می دهند؟ و کدامین نیازها را ارضاء می کنند؟ آیا آن پرسش ها و نیازها دغدغه های جامعه امروزی ما هستند؟

هر علمی که تولید می شود تابع شرایط اجتماعی فرد پژوهشگر است، مولفه های جامعه شناسی در پرسش و نیازهای ایجاد شده تاثیر مستقیم دارد. لازم به ذکر است جامعه و صنعت « نظام تولیدِ پرسش و نیازهاست » و دانشگاه و سایر نهادهای تحقیقاتی « نظام پاسخگو » به آن پرسش ها و نیازها هستند.

 

واقعیت این است که ؛ واحدهای درسی ما بر گرفته از کشورهایی است که گاها نیازها ، پرسش ها و وضعیت اجتماعی متفاوتی با ایران دارند. تا به حال زیاد شنیده ایم که در کشورهای پیشرفته رابطه صنعت و دانشگاه خیلی مطلوب می باشد، این همان ارتباط بین « نظام نیازمندیها » و «نظام پاسخگویی» است. حال ما بدون توجه به « نظام نیازمندیها » ی داخل کشور، علوم تولید شده در « نظام پاسخگویی » سایر کشورها را وارد می کنیم و به عنوان محصولات مدرن و واحدهای درسی جدید ارائه می کنیم. در این میان دانش آموختگان دانشگاهها و مدارس فقط مجبورند این علوم را «حفظ» کنند، بدون اینکه احساس نیازی به این علوم داشته باشند و در چرخه تولید آن نقشی ایفا کنند. گاهی وضعیت بدتر از این نیز می شود و محققان کشورمان در نقش یکی از اجزاء « نظام پاسخگویی » سایرین ظاهر می شوند. به قول یکی از اساتید ما که روزی سر کلاس گفت: « ما در پژوهش های دانشگاهی عموما به سوالات صنعت خودمان پاسخ نمی دهیم، و صرفا با انجام تحقیقات کلاسیک به حل معماهایی می پردازیم که در مجموعه ای بزرگتر گره از مشکلات سایر کشورها می گشاید.»

آری اگر می خواهیم نظام آموزشی کارامدتری داشته باشیم نباید بر تغییر محتوا و ساختار ناکید کنیم، باید حلقه های مفقوده را بیابیم که یکی از آن ها « گذار به پرسش های بومی است.»

و باید تاکید کنم در این «گذار» ایدی به مسئولان اجرایی کشور و نظام غول پیکر آموزشی داشته باشیم که « إن الله لا یغیروا ما بقوم حتی لا یغیروا ما بأنفسهم» و باید بدانیم که این تغییر فقط از دانشجویان می تواند شروع شود.

حال این ابهام ایجاد می شود که؛ مگر تا کنون «نظام نیازمندیها» و «نظام پاسخگویی» کشور تعاملی نداشتند؟ بله ارتباط وجود دارد اما ارتباطی معکوس. یعنی ابتدا علوم به اصطلاح مدرن را وارد می کنیم و « نظام پاسخگویی» را انباشته می کنیم از خیل عظیم متون وارداتی سپس می اندیشیم چه بکنیم که در جامعه این علوم پذیرفته شود.

 

اندیشمندان ما به جای اینکه به «پرسش های بومی» پاسخ دهند، در فکر حل بحرانهایی هستند که از واردات علوم معلوم الحال در جامعه ایجاد می شود.

لذا تا وقتی که دانشجویان در عرصه تولید علم نقشی جز «حفظ کردن» ندارند، نباید انتظار داشت که تحولی در « نظام پاسخگویی» به وقوع بپیوندد، پس در گام اول باید نیازهای جامعه و پرسش های بومی راارج نهیم و به جای فراگرفتن حجم انبوه تولیدات « نظام پاسخگویی » دیگران کمی « نظام نیازمندیهای » خود را درک کنیم.

نویسندگان

نظرسنجی

    چند درصد از مطالب وبلاگ را مطالعه نمودید؟







  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
log