تبلیغات
تمدن اسلامی - دلیل حضور میر حسین موسوی در انتخابات

تمدن اسلامی

جنبش نرم افزاری راهکار تحقق تمدن اسلامی

سه شنبه 25 فروردین 1388

دلیل حضور میر حسین موسوی در انتخابات

نویسنده: امیر   طبقه بندی: سیاست، 

به نام خدا

در عرصه انتخابات دور دهم ریاست جمهوری تا کنون مسائلی را مشاهده کرده ایم که در نوع خود جالب و استثنائی بوده است. بازگشت دوباره کروبی ؛ خاتمی و میرحسین موسوی به عرصه تبلیغات و اعلام کاندیتاتوری قابل تامل است.

شیخ اصلاحات ابتدا اعلام موجودیت کرد و سپس سید محمد خاتمی به طور مشروط کار خود را شروع کرد. طبق معمول سنوات قبل شایعات بر بودن  و نبودن  میر حسین اما این بار خیلی زود شروع شد. بعضی ها بر این باور بودند که طبق معمول  دوره های قبل میر حسین احساس نیاز نخواهد کرد. ولی در فعل و انفعالات  سیاسی و حزبی این بار رویدادها طور دیگری رقم خورد. میرحسین آمد و سیدمحمد رفت . یک سوال بزرگ در اذهان عمومی ایجاد شد و آن  ؛ این بود که " چطور شد که میرحسین موسوی احساس مسئولیت کرد و آن هم بعد از 20 سال"

در این مختصر سعی بر آن است که در حد امکان به این سوال , پاسخ داده شود.

بعد از نخست وزیری پر آشوب میر حسین و ارتحال رهبر کبیر انقلاب , انتظار می رفت میر حسین در عرصه سیاست  حضوری فعال داشته باشد. ولی به یک باره مردم با قهر میر حسین مواجه شدند , میرحسین در اقدامی خارق العاده کنار کشید و از پذیرفتن هر پستی در دولت امتناع ورزید. تلاشها برای وارد کردن وی در انتخابات دوره هفتم ریاست جمهوری  جواب نداد  و میرحسین فقط به حمایت های لفظی خود از خاتمی بسنده کرد. انتخابات دوره نهم نیز نتوانست احساس تکلیف را در ذهن میر حسین زنده کند و اصرارهای جمعی از طرفداران وی بدون جواب ماند . ولی هم اکنون میر حسین در محاسبه انتخاباتی خود با صراحت اعلام می کند که :"در دوران ریاست هاشمی و خاتمی  فضای کشور را رو به پیشرفت و توسعه ارزیابی می کردم و به همین دلیل نیازی به حضور خود نمی دیدم " مگر در دوران سازندگی و اصلاحات چه اتفاقی افتاد که در دوران  احمدی نژاد نیفتاد؟

میر حسین می خواهد چه چیز را دوباره احیا کند که حتی خاتمی را هم شایسته این کار ندید و خود سینه را سپر کرد. میر حسین فضای انقلاب را درک کرد و جامعه را از لحاظ اقتصادی در دوران هشت سال د فاع مقدس سر پا نگه داشت. تجربه هایی که ایشان در آن دوران کسب کردند بی شک در تصمیم امروزشان بی تاثیر نیست . آیا میر حسین دوران نخست وزیری خود را تلخ تلقی می کند یا شیرین؟

پیشرفتی که آقای میرحسین موسوی از آن دفاع می کند با برنامه های اقتصادی دولت هاشمی شروع شد و با برنامه های سیاسی خاتمی به اوج خود رسید. چیزی که به نظر می رسد میر حسین را تکان داده این است که این پیشرفت ها در دولت احمدی نژاد متوقف شد و یا احیانا تخریب شده است. اما کدام پیشرفت؟ بلا شک پیشرفتی که در برنامه های اینها تدوین گردید پیش شرط هایی را می طلبید. این پیش شرط ها محقق نمی شد مگر با فراموش کردن شعارها و اهداف انقلاب. ما باید در عرصه داخلی مردم را از انقلاب متنفر می کردیم که در زمان هاشمی رخ داد و در عرصه خارجی تنش زدایی می کردیم و با همه دست دوستی می دادیم که در زمان خاتمی به وقوع پیوست. بعد  باید رئیس جمهور سوم می آمد و ضربه آخر را وارد می کرد که یکی از دو کاندیداهای انتخابات گذشته یعنی هاشمی یا معین مناسب به نظر می رسید. ولی در عمل چیز دیگری رقم خورد , احمدی نژاد آمد و تمام بافته های اینها را پنبه کرد. احمدی نژاد راه آنها را ادامه نداد بلکه به شعارهای انقلابی بازگشت و به قول آقای میرحسین موسوی تمامی آثار پیشرفت را خراب کرد. پروژه ای که درطی 16 سال به خوبی داشت اجرا می شد متوقف شد. حال این پروژه باید دوباره استارت بخورد. اینجاست که میرحسین با تمام وجود احساس تکلیف می کند.

میر حسین دو راه بیشتر ندارد, یا می خواهد خط مشی فعلی نظام را ادامه دهد, یا می خواهد ساختار شکنی کند و دوباره چرخ های پیشرفت و توسعه را روغن کاری کند. راهکار اولی نمی تواند دلیل احساس تکلیف میرحسین باشد . وقتی میرحسین به خاتمی اعتماد نمی کند و خود وارد میدان می شود این نشان دهنده عزم وی برای تغییر وضع موجود است ولی با فضایی که احمدی نژاد در عرصه سیاسی و اقتصادی داخل کشور ایجاد کرده است، این تغییر ساختار، یک جنگ تمام عیار داخلی در بعد سیاسی و فرهنگی خواهد بود. بازنده این جنگ نیز مردم مظلوم کشورمان خواهند بود. اگر میر حسین به خاطر مردم وارد انتخابات شده پس چرا باید این بلاها را بر کشور عزیزمان تحمیل کند. آیا واقعا میر حسین می خواهد با ساختار و محتوای فعلی نظام وارد جنگ شود یا قرارداد صلح امضا کند؟

صلح کردن یعنی پذیرفتن خط مشی احمدی نژاد , که این دیگر نیازی به میرحسین ندارد و کروبی هم می تواند این کاررا بکند. میرحسین برای جنگ آمده  و کارش را هم از همین حالا و با سخنان دو پهلویش شروع کرده , اگر میرحسین در عرصه انتخابات پیروز شود باید کار او را یاران  با وفایش به سرانجام برسانند, میرحسین فقط در این میدان، باید جنگ را مدیریت کند , کاری را که خاتمی نتوانست انجام دهد و در دوران ریاستش بعد از چند صباحی عرصه را باخت. به همین دلیل میر حسین این بار نتوانست به خاتمی اعتماد کند و خود پا به میدان گذاشت. رقابت بین میر حسین و احمدی نژاد رقابت بین دو نفر نیست  , رقابت بین دو ایدئولوژی  کاملا متضاد است , رقابت بین ادامه انقلاب و یا توقف انقلاب است.

نویسندگان

نظرسنجی

    چند درصد از مطالب وبلاگ را مطالعه نمودید؟







  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
log