تبلیغات
تمدن اسلامی - روح الله، کاریزما نبود

تمدن اسلامی

جنبش نرم افزاری راهکار تحقق تمدن اسلامی


اهل خرد و اندیشه در دنیای امروز ذیل علوم مدرن وظایف بخصوصی برای خود قائل هستند. این وظایف ملهم از چارچوبهای علوم مدرن است و خروج از چارچوب های سیستماتیک علوم مدرن در حکم خروج از دایره عقلانیت قلمداد می گردد. بر این اساس هر "فعل ذهنی" اعم از تحلیلی، تطبیقی، تولیدی و ... اگر بخواهد ذیل عنوان علم جای پایی برای خود باز کند به ناچار باید در برابر چارچوب­های عقلانیت مدرن زانو زند. این چارچوب­ها به مانند "دیکتاتوری محبوب"، سایه خود را در تمامی جهان گسترانیده، و این گسترش لاجرم در گستره جغرافیایی ایران اسلامی نیز جاری و ساری است. اگر چه انقلاب اسلامی خود داعیه دار تعیین چارچوب­های نوینی در علوم بوده و است اما خود در گیر و دار موازین عقلانیت مدرن به دام افتاده است. در تحلیل ماهیت "انقلاب اسلامی" نیز وضع به همین منوال است. چارچوب­های سیستماتیک علوم مدرن از منظر خود به تحلیل محتوای انقلاب اسلامی می پردازد و در گیر و دار مبانی سوبژکتیویتی دنیای مدرن به تعاریف دلخواه خود دست می یازند.

علوم مدرن در ایده­آلترین تحلیل­های خود یکی از علل انقلاب را قبول رهبریِ شخصی، کاریزما به نام "روح ا. . . الموسوی الخمینی" می دانند. این بدان معناست که قشر نخبه اعم از احزاب، گروهای متفاوت و مردم با تفکرات گوناگون و گاه متضاد با قبول رهبری ایشان، انقلاب را پیش برده­اند.

در طرف مقابل چارچوب­های زاییده شده از دل انقلاب اسلامی شخص "روح ا. . . الموسوی الخمینی" را ملقب به"امام" می­کنند. آری امام خمینی.

حال سوال این است؛ مگر لفظ کاریزما و امام چه تفاوتی باهم دارند که نگارنده را برآن داشت که عنوان کند: « روح الله، کاریزما نبود»

واقعیت این است که الفاظ ترکیب خشک حروف نمی باشند بل نظامی از مفاهیم را در خود گنجانده اند که، در صورت اشراف بر آنها دیگر در انتخاب اصطلاحات کلاه بر سرمان نخواهد رفت. چرا کلاه؟ حقیقت این است که کلاه بزرگتر این نیست که امام را از ما بگیرند و کاریزما را بر ما قالب کنند. کاریزما کیست؟ و رهبری کاریزماتیک چیست؟

اگر پاراگراف اول این نوشته را نگاهی دوباره بیافکنید، این گونه نگاشتم که: « هر "فعل ذهنی" اعم از تحلیلی، تطبیقی، تولیدی و ... اگر بخواهد ذیل عنوان علم جای پایی برای خود باز کند به ناچار باید در برابر چارچوبهای عقلانیت مدرن زانو زند». در علم مدرن واژه هایی همچون رهبری الهی، امام، ولایت الله و ... سالهاست کنار گزارده شده اند و مقولاتی غیر عقلانی و در نتیجه خارج از چارچوبهای موازین علمی قلمداد می گردند.

عمق فاجعه را زمانی درک خواهید کرد که به جستجوی معادل فارسی کاریزما یعنی فرهمندی در دانش نامه ویکی پدیا بپردازید. بی درنگ با این جملات رودرو خواهید گردید:

«فَرَهْمَندی (در زبان‌های غربی: کاریزما (به یونانی: χάρισμα یا «خاریسما») ...

فرهمندی یکی از ویژگی‌های شخصیتی و از راه‌های نفوذ فرد یا گروه است؛ و از راه‌های کسب قدرت اجتماعی به شمار می‌رود. اشخاص فرهمند توانایی جذب توده‌های مردم را به سوی خود دارند و می‌توانند آن‌ها را به انجام کاری وادار کنند، بدون این که مردم آن را بی‌عدالتی تلقی نمایند.

مهم‌ترین شخصیت‌های فرهمند در طول تاریخ

آمریکای شمالی: آبراهام لینکلن

آمریکای لاتین: ارنستو چه گوارا، فیدل کاسترو و سیمون بولیوار

اروپا: هیتلر، موسولینی و دانتون

خاورمیانه: روح الله موسوی خمینی و جمال عبدالناصر

آسیا: هوشی مین، مائو تسه تونگ»

شاید گروهی در صدد اعتراض برایند که چرا منبع بهتری برای تبیین مفهوم کاریزما نجستید، لذا  به جستجوی مقصود در سایت پژوهشکده باقرالعلوم پرداختیم و عبارات بهتری یافتیم:

« . . . كاریزما نقطه مقابل عقلانی شدن است چه در مفهوم و چه در معنا؛ كاریزما امری غیر عقلانی است كه با كردار ضابطه‌مند بیگانه است . . . ( و در پا ورقی مربوطه آورده شده است) : البته باید متذكر شد كه به جهت همین غیر عقلانی بودن و فوق قانون بودن، در ادبیات سیاسی جهان امروز، به كاریزما با دید منفی نگریسته می‌شود و همواره چنین نیست كه مورد تكریم و احترام باشد. »

 

 پس علم مدرن ناگزیر است در تحلیل شخصیت "روح الله خمینی" ، لفظ کاریزما را برگزینند و به هیچ وجه منتظر نباشید که علم مدرن پا را از این فراتر بنهد.

کاریزما کیست؟ رهبری کاریزماتیک چیست؟

هیتلر، لنین، فیدل کاسترو و روح الله خمینی شخصیت های کاریزما گونه تاریخ بشریت هستند که انقلاب آنها سرنوشت مختوم دیکتاتوری را در بر داشته­اند. این تحلیل علم مدرن از شخصیت کاریزماتیک است. رهبرانی که دیر یا زود در دام دیکتاتوری می افتند و مردمانی که به آنها دل بسته اند را مایوس می کنند.

امام کیست؟ رهبری امام گونه چیست؟

علی، حسین، مهدی و ... امامان تاریخ بشریتند. "امام" در ذهن ما با واژه علی عجین شده و علی با عدالت و معنویت. رهبری امام گونه ره نمایی ست به سوی عدالت و معنویت.

تفاوت واژه امام با کاریزما تفاوت علی(ع) است با هیتلر.

 

یکی از وجوه جنگ نرم همین جنگ واژ گانی­ست. مثال فوق مشتی­ست از خروارها انحطاط تحلیلی و واژگانی که در 33 سال اخیر با هجوم رگبار وار آنها مواجه بوده و خواهیم بود. بی دلیل نیست که جریان روشنفکری در بوق و کرنا کرده اند که: «رهبر انقلاب ایران شخصیتی کاریزما گونه داشت.» و در بهبوهه خواب آلودگی نیروهای انقلاب اسلامی به یکباره گفتند: «انقلاب اسلامی به دیکتاتوری ختم گردیده.» و نیروهای انقلاب گیج گونه متحیر بودند که چرا شخصیت کاریزمای آنها این گونه دیکتاتور انگاشته می شود. و نهیب پشت نهیب که: «خمینیِ کاریزمای ما دیکتاتور نبود!!!» .

و دریغ از یک تلنگر که به خدا « روح الله کاریزما نبود بلکه امام بود »

و در این میان باز مکر خودی ها را ببینید که در رسیمی ترین تریبون های انقلاب نعره زدند ؛ فقط خمینی امام بود و بس. جبهه انقلاب را از لفظ "امام" تهی کردند و لفظ "حضرت آقا" را بر ما قالب کردند!

والسلام

 

مقالات مرتبط

سایت رجانیوز

وبلاگ دردهای پوستی

ابصار نیوز

سایت اطلاع رسانی حوزه علمیه

 

نویسندگان

نظرسنجی

    چند درصد از مطالب وبلاگ را مطالعه نمودید؟







  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
log