تبلیغات
تمدن اسلامی - نامه عرفانی امام خمینی به آقاى سید ابراهیم خویى

تمدن اسلامی

جنبش نرم افزاری راهکار تحقق تمدن اسلامی

صحیفه امام    ج‏1    16و 17و18و19 

 

  نامه عرفانى: به آقاى سید ابراهیم خویى(مقبره‏اى)؛(اسرار عرفانى). .

 

حمد و سپاس از آنِ خدایى است كه از مَكمَن غیبِ هویت (حضرت احدیت) بر حضرت اسمایى تجلى فرمود و اسماى ذاتى او به حقیقتِ عمایى در حضرت واحدیت ظاهر شد، و جمله نعوت و صفاتش در احدیتِ غیبى وحدت یافت و نعمات وى به وجهه باطنى كسوت یگانگى پوشید. متعالى و متفرد در عین تشبیه، و مُتَدانى و متجلى در اصل تنزیه. و او راست كلیدهاى (خزاین) غیب اسما، و مُهر شده‏هاى حقایق نعمتها. خدایا! پس تو پاك و منزهى؛ اى آنكه آمال عارفان به اوج كمال احدیتش نرسد و اوهام واصفان از رسیدن به كبریاى هویتش عاجز مانَد! عظمتت والاتر از آن است كه راه ورود بر واردى دهد، و آلاى تو مقدستر از آنكه محمودِ حامدى شود. اوّلیت در عین آخریت و آخریت در عین اوّلیتْ توراست؛ پس تویى كه پرستیده و پرستنده‏اى. بارالها! تو را به لسان‏هاى پنج گانه‏ات حمد و سپاس مى‏گوییم در عینِ جمع وجود، بر آلاى متجلى در غیب و شهود؛ اى آنكه ظاهرى در عین باطن بودن، و باطنى در عین ظاهر بودن!.

پروردگارا! از تو یارى مى‏جوییم و به تو پناه مى‏بریم، از شرّ وسواسِ خناس؛ راهزن طریق انسانیت و راهبر یاران خود به جهنم پرتگاه طبیعت ظلمانى. پس ما را به صراط                   

مستقیم، كه همانا برزخیت كبرا و مقام احدیتِ جمع اسماى حُسْناست، راهبر باش؛ و درود فرست بر مبدأ ظهور و غایت، و صورتِ اصل وجود و ماده آنكه هیولاى اولى و برزخیت كبراست؛ آنكه «نزدیك شد» و تعیّنات را رها كرد، «سپس فرود آمد» و (فاصله‏اش) به اندازه دو قوسِ وجود و دایره غیب و شهود شد «یا نزدیكتر»؛ كه همانا مقام عِماء بلكه «لامقام» است بر اساس عالیترین رأى:.

 «عنقا شكار كس نشود، دام بازگیر!» (1).

و نیز (درود فرست) بر آل و اهل بیت او كه مفاتیح ظهور و چراغهاى نورند، بل نور بر سر نورند: فَمَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نوراً (یَهْدیه الَیْهِم) فَمالَهُ مِنْ نورٍ (2) بویژه بر خاتم ولایت محمدى و مقبض فیوضات احمدى، كه پس از ظهور پدرانش به عبودیت، خود مظهر ربوبیت خواهد شد؛ و «براستى عبودیت، گوهرى است كه كُنه آن، ربوبیّت است». (3) امام آنكه خلیفه حق در ملك و ملكوت، و وجودش گنجینه اسماى خداى حىّ لایموت است؛ امام غایب و منتظَر، و ثمره و ولیده اولیاى گذشته كه جانهاى ما فداى او باد! و بارخدایا! بر دشمنان او كه راهزنان طریق هدایت و راهبران امت بر راههاى هلاكت و گمراهى‏اند، لعنت فرست.

و بعد، در حقیقت، انسان میان سایر موجودات به لطیفه ربانى و نفخه روحى الهى و فطرت سلیم روحانى ممتاز است؛ فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَیْها؛ (4) و این لطیفه ربانى، به تعبیرى دیگر، همان «امانت» است كه خداوند متعال بدین گونه به آن اشارت فرموده: انّا عَرَضْنَا الْامانةَ عَلَى السَّمواتِ والْأرضِ ... (5) الخ و این فطرت، همان فطرت توحیدى در مقامات سه گانه است: واگذاشتن تعینات و بازگرداندن همه چیز به او؛ اسقاط اضافات- حتى اضافات‏ اسمایى؛ و فنا و محو جملگى در او. و آنكه بدین مقام نایل نگردد، همو است كه خارج از فطرت ربانى و خائن به امانت الهى و سراپا جهل به مقام ربوبیت و سراسر ظلم به حضرت احدیت است. و نزد اصحاب قلوب و عرفان و ارباب شهود و عیان، كه مسبوق به سابقه حسنایند، معلوم است كه حصول این منزلت و وصول به این مرتبت، ممكن نیست مگر به ریاضتهاى عقلانى- پس از طهارت نفس و تزكیه آن و وجهه اراده و سمت و سوى همت را متوجه به معارف الهیه داشتن، در پى تطهیر باطن و خالى داشتنش از ماسِوا.

پس- اى نفس كه در سراچه خاك مخلد گشته‏اى- از خانه تاریك و دهشتناك طبیعت به درآى! و به سوى اللَّه تعالى- مقام جمع احدى- و رسول او- آن صاحب قلب احدى احمدى- هجرت كن! تا گاهى كه مرگ دریابدت- مرگى كه همانا نیستى تعینات است؛ در آن صورت اجر تو به عهده خداوند است. و در سیر الى اللَّه، به پدر روحانى خویش (ابراهیم خلیل) تأسى جوى و بگو: وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذى‏ فَطَر السَّمواتِ والْارضَ ...؛ (6) و این همان فوز عظیم و جنت ذاتى لقایى است كه [به فرموده رسول اكرم (ص):]

... لا عَیْنٌ رَأتْ وَلا أُذُنٌ سَمِعَتْ وَلا خَطَرَ عَلى‏ قَلْبِ بَشَرٍ. (7).

و- اى نفس!- به دستیابى لذتهاى حیوانى و شهوانى و ریاستهاى ظاهرى دنیایى، قانع مباش؛ و خویش را به عبادات و طاعات خرسند مگردان؛ و به حسن صورت و زیبایى خداداد بسنده مكن؛ و به حكمت رسمى و شبهات كلامى خود را راضى مساز؛ و به خوش سخنى ارباب تصوف و عرفان رسمى خشنود مباش؛ و به دعاوى و طامات پر سر و صداى اهل خرقه راه مسپار؛ چرا كه صرف همت در همه اینها و تكیه بر آنها شكست و هلاكت است و [به فرموده ولىّ خدا:] الْعِلمُ هُوَ الحِجابُ الأكبَرُ. نه؛ بل همت تو در تمامى حركات و سكنات و افكار و انظار و رهپوییها باید به سوى اللَّه تعالى- آفریننده و پدید آورنده و بازگرداننده‏ات- باشد. و این سفارش و وصیت من است به نفس تیره و ظلمانى و نیز به دوست و سرورم، كه در علوم الهى فكرى روشن و در معارف ربانى نظرى دقیق دارد، عالم فاضل، سرور گرامى، آقا سید ابراهیم خوئى مشتهر به مقبره‏اى- كه خداى تعالى شوكتش را دوام بخشد و وى را به غایت آمال عارفان و منتهاى سلوك سالكان برساند. پس این بنده آنچه را كه از امّهات اصول حكمت متعالیه مى‏دانستم بدو القا كردم و از آنچه نزد بزرگان از مشایخ و كتب ارباب معارف دریافتم، بهره‏اى وافر بدو رساندم؛ تا بحمداللَّه اكنون به مراد خویش دست یافته و خویشتن را به جامه صلاح و سداد آراسته است؛ و در آغاز و انجام، اتكال تنها به خداوند متعال است.

و مكرر مى‏گردانم وصیت خود را به آنچه كه مشایخ عظام به ما سفارش كردند؛ و آن، فاش نساختن اسرار معارف است مگر به اهلش، و دهان نگشودن به حقایق عوارف مگر در محلش. پس خداوند- كه والاست نامش- فرمود: وَ نُنَزّلُ مِنَ الْقُران ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمنینَ وَ لا یَزیدُ الظّالِمینَ الاّ خَساراً (8) و از ایشان- دام عزه- ملتمس هستم كه نزد پروردگارش از این بنده به نیكویى یاد كند و مرا در هیچ حالى در دعا فراموش نفرماید؛ كه براستى دعا درى است كه براى دوستداران حضرتش گشوده است.

رَبَّنا اتِنا فىِ الدُّنیا حَسَنةً وَ فىِ الْآخِرَةِ حَسَنةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ. (9) و پروردگارا! ما را با نیكویان محشور فرما و از همنشینى با بدسگالان از اشرار دورمان گردان؛ به حق محمد و آله الاطهار- علیهم السلام.

و از این نوشته در روز 26 ذى حجة الحرام 1357 [27 بهمن 1317] فراغت حاصل كرد. بنده ضعیف، سید روح اللَّه فرزند سید مصطفى خمینى كمره‏اى.].

__________________________________________________

 (1)- حافظ..

 (2)- سوره نور، آیه 40: «پس هر كه را خدا نورش ندهد تا به سوى ایشان هدایتش كند او را نورى نباشد»..

 (3)- فرموده امام صادق (ع) منقول در مصباح الشریعه..

 (4)- سوره روم، آیه 30: «فطرت الهى كه مردم را بر آن آفریده است»..

 (5)- سوره احزاب، آیه 72: «براستى آن امانت را بر آسمانها و زمین عرضه داشتیم»..

(6)- سوره انعام، آیه 79: «روى خود را به سوى آنكه آسمانها و زمین را بیافرید متوجه ساخته‏ام»..

 (7)- نه چشمى دیده و نه گوشى شنیده و نه بر قلب انسانى خطور كرده است..

(8)- سوره اسراء، آیه 82: «و فرو مى‏آوریم از قرآن آنچه را كه شفا و رحمتى براى مؤمنان است؛ و ظالمان را جز خسارت و زیان نیفزاید»..

 (9)- سوره بقره، آیه 201..

 

نویسندگان

نظرسنجی

    چند درصد از مطالب وبلاگ را مطالعه نمودید؟







  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
log