تبلیغات
تمدن اسلامی - سیلاب فرهنگی زیر مناسبات نظامی - امنیتی

تمدن اسلامی

جنبش نرم افزاری راهکار تحقق تمدن اسلامی

جمعه 4 مهر 1393

سیلاب فرهنگی زیر مناسبات نظامی - امنیتی

نویسنده: امیر   طبقه بندی: سیاست، 

غربزدگی جلال آل احمد را که تورق می کردم به نکته ای نغز در لابلای سطورش خوردم. (شاید) از این منظر نیز بتوان وقایع جاری در عراق و سوریه و منطقه خاورمیانه را نگریست.

جلال در جایی از کتابش می نویسد:

«صلیبیان فرنگ که به توبره کردن خاک عالم اسلام پا در رکاب کرده بودند، از همه ی اروپا گرد هم می آمدند – از سوئد بگیر تا رم- و همه فرمان پاپ اعظم را در دست داشتند و پول جیره و اسب و علیق تجارتخانه های «ژنوا» و «ونیز» را در پسِ پشت. و آن وقت به عنوان اسلام با که می جنگیدند؟ نه با مجموعه ی ممالک اسلامی ؛ بلکه فقط با ممالیک مصر ، دست نشانده های دور افتاده ی خلافتی که داشت بر باد می رفت[i] . گمان نمی کنم حتی سعدی به عنوان داوطلبی برای جهاد با کفار در آن خندق طرابلس اسیر شده باشد. آن روزها در این سوی عالم اسلام هیچکس را غم این نبود که خطر را ببیند و دست از بازیچه ی کودکانه ی ملوک الطوایفی بردارد. یا از بحث درباره ی حدوث و قدم قرآن به خاطر کوبیدن حریف ، چشم بپوشد ... »

«بردارید ورقی بزنید به سفرنامه های همه ی کسانی که در سراسر دوره صفوی به عنوان سیاح یا بازرگان یا ایلچی یا مستشار نظامی- و اغلب هم از یسوعیان (ژزوئیت ها) – به این سو آمده اند و ببینید که همه ی ایشان چه شاهدهای تشویق کننده و صبوری بوده اند برای آن تخته قاپو کردن ها! و چه پیزری نهاده اند لای پالان آدم کشی های عباس صفوی یا بی بته گی های سلطان حسین ! و درست از آن زمان است که ما گوشمان بدهکار می شود به به به گویی کنار گود نشینان فرنگی که در حقیقت تربیت کنندگان اصلی امرا و رجال ما هستند در این سیصد سال اخیر و همه ی این احسنت ها هم چون افسونی است درگوش پیرمرد راهدار خسته ای که آرام بخوابد تا دیگران قافله را بزنند.

این هاست سرچشمه اصلی این سیلاب غربزدگی...»

باریک بینی جلال بی حد و حصر است ، تاریخ جنگ های داخلی مسلمانان و برادر کشی را معلول یک اندیشه اروپایی می داند ، آنجایی که دربار شاه عباس صفوی درحال نوازش با چاپلوسی سیاحان و بازرگانان غربی است و یک جنگ صلیبی تمام عیار در مرزهای غربی جهان اسلام برپاست یک هجمه فرهنگی در زیر پوست این مناسبات نظامی و امنیتی درحال شکلگیری است. جلال سرچشمه آغاز سیلاب غربزدگی را همین جاها می جوید و به حق باریک بینی او احسنت دارد...

درجاییکه مسلمانان سرخوش از پیروزی در نزاع های ملوک الطوایفی بودند و وزرا و امرای مسیحی به این دعواهای پوچ به به می گفتند اروپا درحال فتح فرهنگی جهان اسلام بود، درواقع امر معادلات پیچیده سیاسی – نظامی لفاله ای می شود برای غربزدگی ، غربی که با قدرت ماشین و صنعت مسلح گردید و در پی فتوحات عظیم در بلاد اسلامی بود.

«داعش ، النصره و القاعده که به توبره کردن خاک عالم اسلام پا در رکاب کرده اند از همه عالم گردهم آمده اند – از انگلستان بگیر تا قزاقستان- و همه فرمان مفتی اعظم را در دست دارند و پول جیره و اسلحه و مواجیب تجارتخانه های «قطر» و «عربستان» را در پسِ پشت.»

و حالا شما به به گویی کنار گود نشینان فرنگی را تماشا کنید که چگونه یکی از برای فتوحات داعش هورا می کشد و دیگری تشویق کننده جبهه مقابل...

آیا این جنگ های ملوک الطوایفی و خون ریزی ، به کم خونی و بی رمقی جهان اسلام نخواهد انجامید؟ و بنظرتان جهان غرب هم اکنون در عرصه فرهنگ کدام خیز را برداشته و زیر لفافه مناسبات به ظاهر نظامی – امنیتی کدامین هجمه فرهنگی را آغاز نموده است؟

جلال آل احمد در جای دیگری از کتابش می افزاید:

«غرض از این همه این است که سعه ی صدر داشته باشیم و به این بنگریم که بر اثر چنان سیاست های تفرقه انگیز و آتش افروزی خونین و بی حماسه و بی عاقبت – که به کمک زیر جلی محافل روحانی وقت و به به گویی سفرای مسیحی فرنگ که اختلاف شیعه و سنی را دامن می زدند- دنبال می شد چه بلاها که بر سر شرق آمد یا بر سر همه ی ما که غربی ها ، خاورمیانه ای می نامندمان! و ما اکنون چه کم خونی مزمنی را از آن دوران به ارث برده ایم.»

در واقع امر تکفیری ها در حال کم خون و بی رمق نمودن جهان اسلام هستند ، اینان پتک های عالم غرب هستند که مسلمانان را از مبارزه اصلی غافل کنند، و آن زمانکه هجمه اصلی (که از سنخ فرهنگ خواهد بود) رخ نمود دیگر جهان اسلام چنان سست و بی حال خواهد بود که حتی نای بلند کردن سرخود را نخواهد داشت تا ببیند پس گردنی را از کدامین سمت خورده است!!! تفرقه های داخلی در دوران پیشین چنان بی رمقمان کرد که وقتی سیلاب غربزدگی عیان شد دیگر نای مقابله و مقاومت نداشتیم و بی خیالی طی کردیم و از نزاع پرهیز نمودیم و مصداق مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد شدیم.

نقشه مناطق تحت تصرف داعش

نگارنده کم خونی و بی رمقی را ترس از مبارزه تعبیر می کند. در واقع آن نزاع داخلی در دوران جنگ های صلیبی این جریان اجتماعی را نهادینه ساخت که جنگ و مبارزه امری بیهوده ، بی ثمر و حاصل زیاده خواهی پادشاهان و امرای وقت است و نتیجه ای جز برادر کشی ندارد. و وقتی این مسئله به یک اندیشه مسلط بر جامعه نهادینه گشت و به یک جریان اجتماعی تبدیل شد کار به جایی کشید که وقتی باید در برابر غرب مدرن قد علم نموده و سینه سپر می کردیم عقب نشستیم و سربر بالین نهاده و بخاطر جلوگیری از گشوده شدن جبهه جدید به سکوت و سکون روی نهادیم و شاید از این روی باشد که اندک مقاومت سیاسی در زمان قاجار که زیر لوای مشروطه خواهی داشت جان می گرفت با یکی دو اعدام و به توپ بستن مجلس رخت بر می بندد و آن کم خونی دوران پیشین موجب می گردد که چند قیدار بند با نیش و دندان نشان دادن مقاومت را در هم شکنند و مردم کوچه بازار برای جلوگیری از خونریزی به هر چیز درشت و کوچکی تن در دهند.

حال که چند گروه تکفیری سعی در کم خون نمودن جهان اسلام دارند آیا دیده بانان عرصه فرهنگ صحنه را می پایند؟ آیا شاخک ها می جنبند و حسگرها حساس می شوند که این همه مقدمه چینی از برای چیست؟ و بعد از این مناسبات نظامی-امنیتی قرار است کدامین پس گردنی فرود آید که برای مقابله با آن برنامه داشته باشیم؟

و آیا این مطلب را به گوش کنار گودنشینان رسانده ایم که ما اهل مبارزه ایم و به این نزاع های داخلی کم خون و بی رمق نمی شویم؟



[i]  منظور جلال آل احمد دولت عثمانی است.

نویسندگان

نظرسنجی

    چند درصد از مطالب وبلاگ را مطالعه نمودید؟







  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
log