تبلیغات شنبه 23 اردیبهشت 1391
نویسنده: امیر طبقه بندی: کلیات جنبش نرم افزاری یا جنبش تولید علم دینی،
در مقاله ای كه مدتی پیش از همین نگارنده منتشر گردید عنوان شد؛ میتوان نقشه ای برای تهیه مهندسی فرهنگی كشور ترسیم نمود. هر چند مهندسی فرهنگی خود نقشه راه است اما چون حركتی بدیع و پیچیده می باشد برای نیل به ترسیم این نقشه و تولید مهندسی فرهنگی نیاز است نقشه ای در دست داشته باشیم كه بدانیم از كجا باید آغاز نمود و چه مراحلی را طی كرد تا مهندسی فرهنگی را تحقق بخشید.
نقشه ای برای نقشه راه، نقشه ای كه از سه میدان یا سه وادی تحقیق و پژوهش سخن می گوید این سه میدان به ترتیب جامعه مطلوب اسلام، وضع موجود و وضعیت مطلوب مدرنیته را بیان می دارد. در واقع مهندسی فرهنگی در حال حاضر ناظر به چگونگی مدیریت گذار از وضع موجود به وضع مطلوب است. اما این گذار ظرافت ها و پیچیدگی های خاص خود را دارد كه در صورت نبود نقشه ای برای عبور از گردنه های و گلوگاهها «جامعه در سطح عمومی» و «فرماندهان و افسران عرصه فرهنگ در سطح تخصصی» ره گم میكنند و سر از تركستان در می آورند.
سه مهندسی؛ ابعاد سیاست، فرهنگ و اقتصاد
جامعه را می توان به شیوه های مختلفی به ابعاد و مولفه های گوناگون تقسیم نمود تا بدانیم هدف چیست و در مهندسی فرهنگی برنامه ها و راهبردها ناظر به كدامین ابعاد جامعه خواهد بود. در تقسیمی اجمالی و با ته مایه هایی از اغماض میتوان جامعه را تركیبی از سه مولفه سیاست، فرهنگ و اقتصاد قلمداد نمود، و ادعا كرد میتوان از «مهندسی بُعد سیاست» ، «مهندسی بُعد فرهنگ» و «مهندسی بُعد اقتصاد» سخن به میان آورد. (خواننده محترم دقت نماید كه بحث در این پاراگراف پیرامون بُعد هست و نه بخش.)
محتوا چیست؟ تولید، توزیع و مصرف محتوا
و میتوان عنوان نمود در عرصه سیاست؛ اندیشهها، راهبردها و راهكارها ناظر به هر مقوله ای كه بر محور «قدرت و امنیت» می چرخد هستند. و همین قصه در عرصه اقتصاد نیز جاری و ساری می باشد و اندیشهها، راهبردها و راهكارها ناظر به هر مقوله ای كه بر محور «ثروت، ابزار و تجهیزات» می چرخد خواهند بود. در مهندسی سیاست، هندسه تولید، توزیع و مصرفِ قدرت- امنیت در جامعه مطلوب اسلامی استخراج و بعد از تحلیل هندسه موجود نقشه گذار ترسیم خواهد شد. در مهندسی اقتصاد؛ هندسه تولید، توزیع و مصرفِ ثروت- ابزار و تجهیزات در جامعه مطلوب اسلامی استخراج و بعد از تحلیل هندسه موجود نقشه گذار ترسیم خواهد گردید. پس میدانیم «محتوای سیاست» و «محتوای اقتصاد» چیست كه از هندسه تولید، توزیع و مصرف آن محتواها سخن گوییم.
پرده برداری از یك مرثیهی دیگر
نگارنده در این مجال به سیاق گذشته بر خود تكلیف میداند از مرثیه ای دیگر پرده بردارد!!! و آن این است كه: اهل فرهنگ اندر تشخیص محتوای فرهنگ بیراه رفته اند، شاید هم این به برنامه ای طنز میماند ولی در هر صورت محصول این پرده برداری گریه خواهد بود و بس.
از محتوای سیاست و اقتصاد كه درگذریم به محتوای فرهنگ خواهیم رسید. به راستی محتوای فرهنگ چیست؟ در مهندسی فرهنگ كدامین مولفه از جامعه محور بحث خواهد بود؟ در آیات و روایات، منابع اسلامی، سیره معصومین و ... در پی استخراج چه چیز از برای ترسیم هندسه مطلوب عرصه فرهنگ خواهیم بود؟ در مونیتورینگ وضع فرهنگی موجود كدامین شاخصه ها جست وجو خواهد شد؟ و ...
در بخش فرهنگ میتوان از تربیت و آموزش، هنرهای هفتگانه (شعر، موسیقی، نقاشی و ...)، رسانه های جمعی، نهادهای فرهنگی(مثل بسیج، موسسه های مردم نهاد، سازمان تبلیغات و ...) ، میراث فرهنگی، سبك زندگی، هنجارها و ضد ارزشها، عقاید، آداب، رسوم، خانواده، ازدواج، گویش، پوشش، آسیب های اجتماعی و ... سخن به میان آورد.
اما از قرار معلوم نگارنده نمیخواهد از خر شیطان پایین آید و دوباره سوال می پرسد: محتوای فرهنگ چیست؟ و پاسخ های فوق را به كرات میشنود ولی همچنان اصرار میورزد مرغ یك پا دارد!
برشی در فرهنگ؛ یك كالبد شكافی
برای تشریح عمق فاجعه به یك تقسیم بندی توجه نمایید:
در هریك از ابعاد سیاست، فرهنگ و اقتصاد میتوان مضامین ذیل را از یكدیگر تفكیك نمود: 1- محتوا، 2- ساختار یا نهاد، 3- ابزار و 4- محصولات
بعنوان مثال در عرصه سیاست جامعه، مصادیق زیر را میتوان عنوان كرد:
- محتوا: مفهوم قدرت و امنیت
- ساختار یا نهادها: قوه قضائیه، ارتش، مجلس، دولت، دستگاه رهبری، احزاب و ...
- ابزار: تعامل با مردم، لجستیك قوای امنیتی و نظامی، قوانین و آییننامهها و ...
- محصولات: احساس آرامش و امنیت، آزادی رای، اخلاق مداری حاكمان و ...
با تكیه بر مثال مذكور كیست كه محتوای فرهنگ را به ما نشان دهد؟ محتوایی كه در تداخل با محتوای عرصه سیاست و اقتصاد نباشد و همچنین قابلیت تولید، توزیع و مصرف داشته باشد.
مصائب ریشهای:
اینكه تاكنون نتوانستهایم از فرهنگ تعریف جامعی ارائه نماییم به كنار، حتی در خصوص فرهنگ نتوانسته ایم كمترین اشتراكات را بوجود آوریم. مثال اینكه ممكن است از اقتصاد تعاریف مختلفی ارائه گردد اما این تعاریف عموما متضاد نیستند بلكه مناقشه در گستره عملیاتی اقتصاد یا فرعیات خواهد بود.
در فرهنگ مراثی از جنس دیگری است در تعاریف گاه تضادهایی مشاهده میشود كه همچون سمی مهلك عمل میكنند. از عدم تعریف پذیریی فرهنگ تا تعاریف جور واجور. از قابلیت تغییر فرهنگ تا عدم فرموله نمودن آن. از تعاریف مبتنی بر كنش ها تا تعاریف مبتنی بر ابزار و محصولات و ...
حال مهم نیست فرهنگ را چگونه و به چه چیز تعریف مینمایید(البته در سطح این مقاله) هر كس با هر اندیشه ایی و با هر تعریفی بفرماید محتوای فرهنگ چیست؟ و خواهشا صرفا محتوا یا محتواها را برشمرد و مغلطهای از ساختار، ابزار و محصولات به خوردمان ندهد.
حال اگر میخواهید بدانید آن مراسم پرده بردای از مرثیه چه بود علاوه بر مطالعه مطالب فوق به آنها بیاندیشدید. آیا در پاسخ به سوال «محتوای عرصه فرهنگ چیست» صرفا به گریه خواهید پرداخت؟
برشی دیگر؛ تركیب سه+یك
جامعه را میتوان تركیبی از سه لایه بینش ها، ارزش ها و كنش ها دانست و لایه ی تمدنی یا همان سخت افزاری جامعه را نیز در مراحل بعد بر آن افزود. این چهار لایه نمایانگر ساخت جامعه است و بالتبع تركیب فرهنگ را نیز می نمایاند.
حال بجای واژه فرهنگ با تركیبهای چندحرفی مواجهیم. الف)بینشهای عرصه فرهنگ، ب) ارزش های عرصه فرهنگ ج) كنش های عرصه فرهنگ و د)سخت افزارهای عرصه فرهنگ
در عرصه سیاست و اقتصاد میتوان اصطلاحات را دقیق و كامل نمود: مثلا «سخت افزارهای تولید امنیت» یا «بینش های تولید قدرت» یا «ارزش های مصرف ثروت» و ...
اما در عرصه فرهنگ تا كشف و استخراج این محتواها فاصله زیادی باید پیمود.
به چارت زیر توجه نمایید:
عكس در اندازه واقعی را اینجا مشاهده كنید
در چارت فوق ابتدا مشخص مینماییم در كدامین بخش به تحقیق و پژوهش خواهیم پرداخت در این مرحله یكی از بخش های سیاست، فرهنگ و اقتصاد انتخاب خواهد شد (توجه نمایید اینجا بحث از بخش است نه بُعد) سپس میدان بحث انتخاب خواهد شد كه یكی از سه میدان 1) مطلوب اسلام، 2) مطلوب مدرنیته ویا 3) وضعیت موجود
یعنی موضوع یكی از نه عنوان زیر خواهد بود:
1-1) سیاست مطلوب اسلام، 2-1) سیاست موجود، 3-1) سیاست مطلوب مدرنیته
1-2) فرهنگ مطلوب اسلام، 2-2) فرهنگ موجود، 3-2) فرهنگ مطلوب مدرنیته
1-3) اقتصاد مطلوب اسلام، 2-3) اقتصاد موجود، 3-3) اقتصاد مطلوب مدرنیته
حال ابتداعاً باید در هریك از موضوعات نه گانه فوق محتوا را مشخص نماییم و سپس نسبت به تولید، توزیع و مصرف آن محتوا مفاهیم مورد نیاز را ازمیان منابع، كتب یا تحقیقهای میدانی استخراج یا استنباط نماییم و بعد از این خواهد بود كه میتوان مدیریت گذار را ترسیم نمود. مثلا ردیف یك را میتوان بسط داد و از تولید قدرت مطلوب اسلام و ... سخن راند كه فقط در بحث تولید قدرت مطلوب اسلام میتوان سرفصل های پژوهشی ذیل را مطرح نمود:
تصویر در اندازه واقعی را اینجا مشاهده كنید
12خانه فوق هریك میتواند یك پروژه تحقیقاتی برای تكمیل پازل مهندسی فرهنگی گردد.
اما سوال ما همچنان باقیست «محتوای فرهنگ چیست؟»
این داستان(مقاله) ادامه دارد...
پنجشنبه 3 فروردین 1391
نویسنده: امیر طبقه بندی: کلیات جنبش نرم افزاری یا جنبش تولید علم دینی،
در عرصه مطالعات دینی و بالاخص نگرش تمدن ساز به دین مراکز مطالعاتی و پژوهشکده هایی در حال فعالیت می باشند که عموما در میان فعالین این عرصه شناخته شده و دارای جایگاه مشخصی هستند. اما در این میان موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام که در شهر مقدس مشهد در حال فعالیت می باشند آنچنان که باید و شاید در میان اهل مطالعه شناخته نگشته، و مظلومیت تولیدات این مجموعه و عدم توزیع درخور آنها موجب گردیده خواص از نگرش پژوهشگران این مجموعه و بالاخص شیخ عبدالحمید واسطی محروم گردند. در این مجال قصد دارم یکی از کتب موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام به قلم استاد واسطی که در سال 1388 به زیور طبع آراسته گشته است را خدمت دوستان معرفی نمایم.

نام کتاب: نگرش سیستمی به دین, زیربنای الگوهای تمدن اسلامی (بررسی هویت استراتژیک دین)
نویسنده: شیخ عبدالحمید واسطی
ناشر: موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام
محل نشر: مشهد مقدس
نوبت چاپ: دوم- زمستان 1388
محتوای کتاب (متن پشت جلد کتاب):
نگرش اسلام در مورد پایان تاریخ، برقراری تمدن یکپارچه جهانی بر اساس آموزه های الهی است.
هویت تمدن ، زندگی جمعی در سیستم های بهم پیوسته است، پس برای تمدن سازی نیاز به سیستم سازی است.
هرگونه اندیشه تمدن ساز برای تحقیق تمدن مورد نظرش چارهایی جز طراحی و اجرای نظام ها و سیستم هایی که ابعاد مختلف زندگی را به جریان می اندازد ندارد.
سیستم های آموزشی، رسانه ای، فرهنگ عمومی، امنیتی، بهداشتی، دادگستری، اقتصادی، مدیریتی، خانوادگی، تولیدی، خدماتی، معماری، شهری و ... که بر اساس گزاره های دینی فعال شده باشد، می توانند با بهم پیوستگی خود، تجلی دهنده تمدن اسلام شوند.
این کتاب، نگرشی از بیرون به دین، به هدف دست یابی به شبکه کلان دین شفاف سازی نقش آن در عرصه تصمیم سازی و تدوین استراتژی در جوانب مختلف زندگی است.
فهرست محصولا مرکز مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام
معرفی کتاب در سایت گفتمان دینیشنبه 3 دی 1390
نویسنده: امیر طبقه بندی: کلیات جنبش نرم افزاری یا جنبش تولید علم دینی،
وضعیت جامعه امروز ما بر مدار مطلوب خود نمی گردد و این را اهل خرد نه به علم حصولی بلكه به علم حضوری نیز در می یابند. كنش ها، ارزش ها و بینش ها رابطه منطقی و طولی خود را از دست داده اند و چه بسیار امثله ای كه در این باب می توان بر قلم راند و به استقرا نیز ثابت نمود كه وضعیت جامعه امروز بر مدار مطلوب نمی گردد ...
نظام ارزش ها كه ثقل الگوی زندگی جوامع گوناگون در طول تاریخ بوده و است در ایران امروز دچار هرج و مرج و بی ثباتی عجیبی است كه این را اهل خرد به مثابه دردی در وجود خویش در می یابند و در تحلیل محتوای نظام ارزش های موجود از اسلام ناب تا مدرنیته ناب نمونه ارائه می دهند تا اثبات نمایند كه علاوه بر روابط طولی روابط عرضی نیز منطق مطلوب خویش را از دست داده اند.
تبیین سه لایه
در تبیین حوزه فرهنگ عموما به سه لایه كنش، ارزش و بینش بر می خوریم و تعریف می كنیم: بینش، عقیده و تفكر حاكم بر جامعه است كه مولد ارزش هاست و نظام ارزش هنجارها و ناهنجارها را تبیین می نماید و خود مولد كنش هاست و این نیز مجموعه آداب و رسوم روزمره حاكم بر جامعه. اما پیشتر نیز گفتیم كه این سه لایه رابطه طولی خود را از دست داده اند و گفتیم كه : «چه بسیار مثال هایی كه در این باب می توان بر قلم راند» و می گوییم شاید این ها مثال نباشند و لفظ مرثیه افضل باشد در مقام.
مرثیه ای برای فرهنگ
مرثیه این است كه در فرهنگ مسلط جامعه امروز می توان سراغ كنشی را گرفت كه در مدل زندگی افراد نهادینه گشته ولی در نظام بینش های كنشگر هیچ ردپایی از اسباب و علل لزوم عمل به این كنش را نتوان جست و نتوان جست كه علل این كنش چیست و كنشگر در نبود مفهوم بینشی از چه روی به این یا آن عمل دست می یازد. و می توان این مرثیه را در باب ارزشها و هنجارها نیز سرود. علاوه بر این می توان در فرهنگ مسلط جامعه امروز، كنشی دینی را كنار كنشی غربی و ارزشی دینی را همجوار با ارزشی غربی و بینشی دینی را معتكف در جوار بینشی غربی مشاهده كرد و نه به علم حصولی كه به علم حضوری دریافت این فرهنگ ثبات ندارد و نخواهد داشت.
الگوی زندگی جامعه ایرانی در مختصات زمانی سی و سه سال پس از انقلاب اسلامی و یا به زبانی بهتر نظام كنش های جامعه ایرانی در مختصات زمانی سی و سه سال پس از انقلاب اسلامی دارای آداب و رسومی كه بتوان نام سبك زندگی آمریكایی یا سبك زندگی بومی بر آن نهاد نیست، و یا به زبانی دیگر فرهنگ جامعه ایرانی در مختصات سی و سه سال بعد از انقلاب نتوانسته است سیستم های مطلوب خود را تولید نماید.
تعریفی از سیستم
و اگر نگارنده بخواهد منظور خود را از سیستم بازگو نماید ناچار فقط برای تقریب به ذهن و نه از روی تمثیل منطقی موتور ماشین را تشریح كند و بگوید كه: برنامه یا مدلی كه قطعات ماشین را در رابطه ای منطقی كنار هم می چیند تا علت غائی كه همانا تحرك اتومبیل است محقق گردد و سدی محكم در برابر كنش نا متجانس اجزاء پدید آورد. باطری، سوپاپ، پیچ، سیم، و ... در جامعه موتور محصور در مدلی هستند و در رابطه ای سیستماتیك با قطعه همجوار خود سبكی از از زندگی یا الگویی از كنش ها را پدید آورده اند كه قابلیت اطلاق سیستم واحد را یافته اند.
هیچ جزئی توان این ادعا را ندارد كه تحرك اتومبیل را صرفا محصول كار خود قلمداد نماید بلكه در این سیستم تحرك به مجموعه منتصب است نه به یك یا چند جزء.
و نگارنده نه به قصد بازی با كلمات بلكه از برای تشریحی علمی می نویسد: اشتباه است انتصاب تحقق علت غائی به «مجموعه» لیكن صواب لفظ «جامعه» است نه «مجموعه» زیرا می توان همه قطعات موتور را روی زمین رها ساخت ولی هیچ اهل خردی از این مجموعه انتظار تحرك نخواهد داشت، پس افضل این است تحرك را به «جامعه قطعات» منتصب نمود و «جامعه قطعات» را «مجموعه قطعات» بعلاوه «مدل تجمیع» آنها یا همان «سیستم ها» دانست.
و هر كس كتابكی پیرامون جامعه و جامعه شناسی خوانده باشد بر می آشوبد كه جامعه انسانی تفاوتی ماهوی با موتور دارد، و بلافاصله جواب می شنود كه منظور تبیین سیستم، مدل و الگو بود وگرنه اهل خرد خوب می دانند انسان اختیار دارد ولی اجزاء موتور هرگز!!!
سبك زندگی
مدل یا سبك زندگی در تعریفی حداقلی محدود در سطحی ترین لایه فرهنگ یعنی كنشهاست.
مدل یا سبك زندگی در تعریفی حداقلی مجموعه ای از آداب و روسوم و گویش ها و كنش هاست كه در مجموعه ای یكپارچه و در رابطه ای عرضی و منطقی با یكدیگر الگوی به ظاهر متكثر ولی در اصل و بنیان متحد تشكیل می دهد.
عقبه عملیاتی نمودن سبك زندگی، نظام ارزش هاست و شاید از همین روی در اكثر محصولات فرهنگی غرب نظام ارزش مطلوب سبك زندگی غرب اشاعه می شود و اصحاب مدرنیته خوب می دانند كه تبیین صحیح نظام ارزش ها خود مولد سبك زندگی مورد نظرشان خواهد بود. این یعنی رابطه طولی و منطقی میان نظام ارزش و نظام كنش. از سویی دیگر غرب مدرن در لایه بینش ها توانسته هژمونی خود را در محتوای علم مدرن در قالب نظام آموزشی جاری و ساری سازد این یعنی اگر چه سبك زندگی علی الظاهر در لایه كنش ها الگوسازی می كند ولی نیاز به سیستمی یكپارچه در سایر لایه های حوزه فرهنگ جزء لاینفك سبك زندگی است.
اوج مراثی
و اما گفتیم كه در ایران مثال ها از سنخ دیگری است و مرثیه ای در این باب سرودیم كه جامعه امروز، بر مدار مطلوب خود نمی گردد.
و مرثیه را بار دیگر بازگو كنیم كه در ایران امروز می توان در كنش اجزاء جامعه، رفتاری رصد نمود كه مطلقا اسلامیست و همزمان رفتاری جست كه مطلقا غربیست و حیرت نمود از این هم نشینی و تاسف خورد از این سبك زندگی نامتجانس. و مرثیه را این گونه ادامه داد كه علاوه بر آشفتگی و هرج و مرج در درون كنش ها این نظام با نظام مولد خود كه همانا ارزش هاست نیز ارتباطی سیستماتیك ندارد و اهل خرد در جستجوی ارزشهای مرتبط با كنش ها به مرثیه نگارنده می گریند و اعتراف می كنند نظام ارزش های جامعه امروز هیچ سنخیتی با نظام كنش ها ندارد، و می شود مشتی از خروار آورد كه در سیری مبتذل قشری از جامعه به حفظ حرمت ها سخن می رانند و به قرینه اش عمل. و به تحقیق می توان اثبات نمود كه صیانت از حرمت ها جزو لاینفك اعتقادات عاملین به قرینه اش است و این جاست اوج مراثی نگارنده . . .
گریه اهل خرد به فرهنگ جامعه امروز را می توان به گریه عامه مردم به روضه «علی اكبر» قیاس نمود، و به تفصیل سخن راند كه در جامعه ای كه سه نظام كنش، ارزش و بینش رابطه منطقی و طولی خود را به باده فراموشی سپرده اند و علاوه بر آن هر نظام در درون خود، ارتباط عرضی میان اعضا را از دست داده باید از فرهنگ مثله شده بجای سیستم فرهنگی گفت. و گفت كه این مثله گشتن بی شباهت با شهادت علی اكبر نیست.
دوقطبی اسلام- مدرنیته
از منظر دیگری نیز می توان به عرصه فرهنگ نگاه افكند و در این منزلگاه علاوه بر سه لایه كنش، ارزش و بینش در خصوص دو قطبی دیگری تامل نمود. این دوقطبی طیف وسیعی از حالات گوناگون را در بر می گیرد كه در یك سوی آن اسلام و در سوی دیگر آن مدرنیته منزل گزیده. این دوقطبی در گام نخست اسباب و علل عدم ارتباط منطقی (طولی و عرضی) اجزاء عرصه فرهنگی می نمایاند و در گام بعدی رهین چاره جویی در خصوص هندسه نامتجانس امروزیست. می توان در هریك از لایه های سه گانه مذكور عمق تاثیرگذاری هر یك از قطب های اسلام و مدرنیته را تحلیل نمود و علاوه بر آن وضعیت مطلوب هریك از این قطب ها را در لایه های كنش، ارزش و بینش با مطلعات دقیق احصاء نمود، و این یعنی 9 عنوان كلی پژوهشی كه بلااستثناء باید در عرصه فرهنگ عملیاتی شوند.
این 9 عنوان كلی در ماتریس زیر نمایش داده شده است.
چگونگی تهیه نقشه راه
در تفكرات نگارنده از برای چاره جویی در خصوص هندسه نامتجانس عرصه فرهنگ در مختصات زمانی سی و سه سال پس از انقلاب اسلامی و در گستره جغرافیایی ایران عزیز بعد از انجام این تحقیقات گسترده می توان مهندسی فرهنگی كشور را استخراج نمود، تا نقشه راهی گردد پیش پای جامعه جهت نیل به وضعیت موعود.
و به قول سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی: «نپندارید كه تنها عاشورائیان را بدان بلا آزمودند و لاغیر . . . صحرای بلا به وسعت تمام تاریخ است.» و این منو شمائیم كه در مختصات زمانی سی و سه سال بعد از انقلاب اسلامی باید به تكلیف تاریخی خویش عمل نمائیم و با امید به سخن امام جامعه كه فرمودند: «تمدن نوین اسلامی در راه است» راه در صراط مستقیم انقلاب نهیم و سهمی هرچند ناچیز در سبیل «جنبش نرم افزاری» برداریم. و بدانیم در این جامعه كه فرهنگ آن از قطعات به دور از هم رفتاری و ارزشی و فكری تشكیل یافته همچو بیابانیس كه در آتش بی آبی، لب به اعتراض گشوده و آماده نوشیدن نابترین محصولات جامعه نخبه كشور و انقلاب است.
«ألیس الصبح بقریب؟»
و این صبح قریب است كه مظلومانه ره ما را به انتظار می كشد و نهیب می زند كجایند، جهادگران عرصه علم و فرهنگ؟
جمعه 17 اردیبهشت 1389
نویسنده: امیر طبقه بندی: کلیات جنبش نرم افزاری یا جنبش تولید علم دینی، بیانات حضرت روح الله و مقام معظم رهبری،
مدتی پیش سعی کردم در اینترنت فایل صوتی در خصوص نهضت تولید علم دینی - جنبش نرم افزاری - بیابم. اما نتوانستم « جوینده یابنده بود» را تاویل کنم.
همین شد یکی از دغدغه هایم که چرا موضوع به این اهمیتی باید اینگونه مظلوم واقع شود. لذا بر خود واجب دیدم که به عنوان سرباز سید علی-اگر لایق باشم- گامی در این خصوص بردارم.
سعی کردم در کلیپ صوتی «علم دینی» تا حد ممکن این مقوله بنیادی، برای انقلاب اسلامی را تبیین کنم.
کلیپ صوتی علم دینی: حجم 1.62MB
اینم ورژن جدید همون کلیپ که به روز رسانی شده
کلیپ صوتی علم دینی: حجم 5.10MB
در صورتی که فایل ها دانلود نشوند مشکل از سرعت کم اینترنت است
یکشنبه 11 بهمن 1388
نویسنده: امیر طبقه بندی: کلیات جنبش نرم افزاری یا جنبش تولید علم دینی، بیانات حضرت روح الله و مقام معظم رهبری،
چند سالی است پایگاه حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای اقدام به انتشار سخنرانی های حضرت آقا در قالب گراف های درختی نموده است.
البته کار به اینجا ختم نشده و مدیران این سایت پیرامون موضوعات مهم و کلیدی اقدام به جمع آوری بخش هایی از سخنرانی های ایشان فرموده و گراف درختی آنها را نیز تهیه کرده اند.
یکی از این گراف های مهم نقشه راه «تولید علم بومی» است .
نظر به اهمیت این موضوع لینک دانلود pdf این گراف را در وبلاگم قرار دادم.
دریافت نسخه PDF نقشه راه دانشجویان (68-88) / توسعه علم [ حجم فایل : 262 کیلوبایت ]

پنجشنبه 3 دی 1388
نویسنده: امیر طبقه بندی: کلیات جنبش نرم افزاری یا جنبش تولید علم دینی، نظام آموزشی موجود و نظام تربیتی مطلوب،
گذار به پرسش های بومی
در نظام آموزشی کشورمان – که مشخص نیست از کدام مبانی و اصولی پیروی می کند- به دانش آموزان و دانشجویان مچموعه ای از علوم آموزش داده می شود، که با مولفه های خاص ایران سازگار نیست. مسئولان کشور همواره سعی دارند با تغییر محتوای کتب درسی و ساختارهای آموزشی – و گاها پرورشی – نظام آموزشی کشور را کارامدتر کنند و وضعیت موجود را تغییر دهند.
در آسیب شناسی وضعیت موجود آموزش کشورمان عنوان می شود: « دانش آموزان و دانشجویان به مثابه دستگاه ذخیره متون درسی عمل می کنند.» حال ما این سوال را از مسئولان ذیربط داریم که ؛ چرا علی رغم تغییرات متوالی در محتوا و ساختار مظام آموزشی هر روز بیشتر حافظه محور می شویم و از پژوهش محوری فاصله می گیریم؟ »
در این مختصر سعی داریم حدالامکان به این پرسش پاسخی در خور دهیم.
در کارهای پژوهشی، معمول که هر از چندگاهی انجام می دهیم یا دیده ایم که انجام داده اند، یک نقطه اشتراک وجود دارد و آن، سوال یا پرسش است، که در طول پروژه به آن پاسخ داده می شود. آیا تاکنون تامل کرده ایم که این پرسش ها از کجا نشات می گیرند؟ و به کدام نیاز ما پاسخ می دهند؟ آیا تا کنون فکر کرده ایم که متون درسی به کدامین پرسش پاسخ می دهند؟ و کدامین نیازها را ارضاء می کنند؟ آیا آن پرسش ها و نیازها دغدغه های جامعه امروزی ما هستند؟
هر علمی که تولید می شود تابع شرایط اجتماعی فرد پژوهشگر است، مولفه های جامعه شناسی در پرسش و نیازهای ایجاد شده تاثیر مستقیم دارد. لازم به ذکر است جامعه و صنعت « نظام تولیدِ پرسش و نیازهاست » و دانشگاه و سایر نهادهای تحقیقاتی « نظام پاسخگو » به آن پرسش ها و نیازها هستند.
واقعیت این است که ؛ واحدهای درسی ما بر گرفته از کشورهایی است که گاها نیازها ، پرسش ها و وضعیت اجتماعی متفاوتی با ایران دارند. تا به حال زیاد شنیده ایم که در کشورهای پیشرفته رابطه صنعت و دانشگاه خیلی مطلوب می باشد، این همان ارتباط بین « نظام نیازمندیها » و «نظام پاسخگویی» است. حال ما بدون توجه به « نظام نیازمندیها » ی داخل کشور، علوم تولید شده در « نظام پاسخگویی » سایر کشورها را وارد می کنیم و به عنوان محصولات مدرن و واحدهای درسی جدید ارائه می کنیم. در این میان دانش آموختگان دانشگاهها و مدارس فقط مجبورند این علوم را «حفظ» کنند، بدون اینکه احساس نیازی به این علوم داشته باشند و در چرخه تولید آن نقشی ایفا کنند. گاهی وضعیت بدتر از این نیز می شود و محققان کشورمان در نقش یکی از اجزاء « نظام پاسخگویی » سایرین ظاهر می شوند. به قول یکی از اساتید ما که روزی سر کلاس گفت: « ما در پژوهش های دانشگاهی عموما به سوالات صنعت خودمان پاسخ نمی دهیم، و صرفا با انجام تحقیقات کلاسیک به حل معماهایی می پردازیم که در مجموعه ای بزرگتر گره از مشکلات سایر کشورها می گشاید.»
آری اگر می خواهیم نظام آموزشی کارامدتری داشته باشیم نباید بر تغییر محتوا و ساختار ناکید کنیم، باید حلقه های مفقوده را بیابیم که یکی از آن ها « گذار به پرسش های بومی است.»
و باید تاکید کنم در این «گذار» ایدی به مسئولان اجرایی کشور و نظام غول پیکر آموزشی داشته باشیم که « إن الله لا یغیروا ما بقوم حتی لا یغیروا ما بأنفسهم» و باید بدانیم که این تغییر فقط از دانشجویان می تواند شروع شود.
حال این ابهام ایجاد می شود که؛ مگر تا کنون «نظام نیازمندیها» و «نظام پاسخگویی» کشور تعاملی نداشتند؟ بله ارتباط وجود دارد اما ارتباطی معکوس. یعنی ابتدا علوم به اصطلاح مدرن را وارد می کنیم و « نظام پاسخگویی» را انباشته می کنیم از خیل عظیم متون وارداتی سپس می اندیشیم چه بکنیم که در جامعه این علوم پذیرفته شود.
اندیشمندان ما به جای اینکه به «پرسش های بومی» پاسخ دهند، در فکر حل بحرانهایی هستند که از واردات علوم معلوم الحال در جامعه ایجاد می شود.
لذا تا وقتی که دانشجویان در عرصه تولید علم نقشی جز «حفظ کردن» ندارند، نباید انتظار داشت که تحولی در « نظام پاسخگویی» به وقوع بپیوندد، پس در گام اول باید نیازهای جامعه و پرسش های بومی راارج نهیم و به جای فراگرفتن حجم انبوه تولیدات « نظام پاسخگویی » دیگران کمی « نظام نیازمندیهای » خود را درک کنیم.
یکشنبه 25 مرداد 1388
نویسنده: امیر طبقه بندی: کلیات جنبش نرم افزاری یا جنبش تولید علم دینی،
می گویند جنبش نرم افزاری چه ربطی به حکومت اسلامی دارد؟
دوستان گرامی خیلی ساده است مابرای ایجاد حکومت جهانی اسلام باید از سه مرحله عبور کنیم:
1- تولید محتوا(یا نرم افزار)
2- ایجاد ساختار(یا سخت افزار)
3- گذار به جامعه اسلامی(یا تمدن اسلامی)
بعد از این سه مرحله می توان گفت که جامعه اسلامی آماده گی تشکیل حکومت اسلامی را دارد.
|
حرکت تدریجی یا مدل تکامل فنری |
تولید محتوا یا جنبش تولید علم دینی |
با استفاده از مبانی اسلامی راهکارهای عملی ادارۀ نظامهای گوناگون یک جامعه استخراج و تئوریزه شود. شکل1 |
|
|
ایجاد ساختار یا جنبش سخت افزاری |
با استفاده از علم تولید شده، باید به ایجاد نهادها و نظام های مطلوب پرداخت. شکل1 | ||
|
حرکت جهشی یا حرکت انقلابی |
گذار به جامعه اسلامی و تشکیل تمدن اسلامی-ایرانی |
با تشکیل نظام های گوناگون برای اداره جامعه در طی حرکتی انقلابی جامعه با پوست اندازی به تشکیل جامعه اسلامی و صدور آن خواهد پرداخت. شکل2 |
|
|
حرکت خود به خودی یا جنبش اجتماعی |
تشکیل حکومت جهانی و فراگیر اسلام |
مردم جهان با یک حرکت خود جوش وبا پذیرش رهبری منجی آخرالزمان در بعد معنوی و مادی به ایجاد حکومت جهانی اسلام خواهند پرداخت. شکل 3 |
|
|
شکل 1 |
|
|
شکل 2 |
|
|
شکل 3 |
|
در جداول و اشکال بالا سعی کردم تا حدودی نقشه راه را ترسیم کنم.
سوال. پس تا ظهور آقا امام زمان سالهای زیادی باقی مانده؟
جواب. الله یعلم. به نظر ما نقشۀ راه این است و ما به عنوان مسلمان باید برای آینده خود برنامه داشته باشیم. آقا هر زمان خداوند متعال اذن دهند قیام خواهند فرمود. و ممکن است در هر برهۀ زمانی از این نقشۀ راه باشد. اینها به معنی تعیین و تکلیف و زمان مشخص کردن برای قیام امام عصر نیست. فقط به عنوان مسلمان برای آینده برنامه داشتن است.
می پرسند اول و آخر این حرفها چه ربطی به قیام حضرت مهدی دارد؟
در همۀ این برنامه ها هدف ساختن جامعه ای منتظر و آماده برای ظهور است. اول وآخر مفهوم جنبش نرم افزاری نیز به نظر من چگونگی ایجاد چنین جامعه ای است. به نظر من ساختن چنین جامعه ای با خواندن آیات و روایات آخر الزمان میسر نیست. نقشۀ راه می خواهد. و چگونگی اش را جنبش نرم افزاری تایین می کند.


بسم رب المهدی
تمدن کنونی غرب به راستی دارای مشکلات و معضلات اساسی است، به نابه پیش بینی های خود غربی ها و به گواه تاریخ، فرهنگ و تفکر غرب در پایان عمر خود به سر می برد.مقام معظم رهبری با ارائه تز جنبش تولید علم دینی راه را برای ایجاد حکومت جهانی اسلام هموار کردند. در این وبلاگ سعی دارم قسمتی از این طرح سترگ و تاریخی را معرفی کنم.