تبلیغات
تمدن اسلامی - مطالب ابر فرهنگ

تمدن اسلامی

جنبش نرم افزاری راهکار تحقق تمدن اسلامی

  پیشینه بحث؛ نقشه ای برای مهندسی

در مقاله ای كه مدتی پیش از همین نگارنده منتشر گردید عنوان شد؛ میتوان نقشه ای برای تهیه مهندسی فرهنگی كشور ترسیم نمود. هر چند مهندسی فرهنگی خود نقشه راه است اما چون حركتی بدیع و پیچیده می باشد برای نیل به ترسیم این نقشه و تولید مهندسی فرهنگی نیاز است نقشه ای در دست داشته باشیم كه بدانیم از كجا باید آغاز نمود و چه مراحلی را طی كرد تا مهندسی فرهنگی را تحقق بخشید.

نقشه ای برای نقشه راه، نقشه ای كه از سه میدان یا سه وادی تحقیق و پژوهش سخن می گوید این سه میدان به ترتیب جامعه مطلوب اسلام، وضع موجود و وضعیت مطلوب مدرنیته را بیان می دارد. در واقع مهندسی فرهنگی در حال حاضر ناظر به چگونگی مدیریت گذار از وضع موجود به وضع مطلوب است. اما این گذار ظرافت ها و پیچیدگی های خاص خود را دارد كه در صورت نبود نقشه ای برای عبور از گردنه های و گلوگاه­ها «جامعه در سطح عمومی» و «فرماندهان و افسران عرصه فرهنگ در سطح تخصصی» ره گم میكنند و سر از تركستان در می آورند.

  سه مهندسی؛ ابعاد سیاست، فرهنگ و اقتصاد

جامعه را می توان به شیوه های مختلفی به ابعاد و مولفه های گوناگون تقسیم نمود تا بدانیم هدف چیست و در مهندسی فرهنگی برنامه ها و راهبردها ناظر به كدامین ابعاد جامعه خواهد بود. در تقسیمی اجمالی و با ته مایه هایی از اغماض می­توان جامعه را تركیبی از سه مولفه سیاست، فرهنگ و اقتصاد قلمداد نمود، و ادعا كرد میتوان از «مهندسی بُعد سیاست» ، «مهندسی بُعد فرهنگ» و «مهندسی بُعد اقتصاد» سخن به میان آورد. (خواننده محترم دقت نماید كه بحث در این پاراگراف پیرامون بُعد هست و نه بخش.)

  محتوا چیست؟ تولید، توزیع و مصرف محتوا

و میتوان عنوان نمود در عرصه سیاست؛ اندیشه­ها، راهبردها و راهكارها ناظر به هر مقوله ای كه بر محور «قدرت و امنیت» می چرخد هستند. و همین قصه در عرصه اقتصاد نیز جاری و ساری می باشد و اندیشه­ها، راهبردها و راهكارها ناظر به هر مقوله ای كه بر محور «ثروت، ابزار و تجهیزات» می چرخد خواهند بود. در مهندسی سیاست، هندسه تولید، توزیع و مصرفِ قدرت- امنیت در جامعه مطلوب اسلامی استخراج و بعد از تحلیل هندسه موجود نقشه گذار ترسیم خواهد شد. در مهندسی اقتصاد؛ هندسه تولید، توزیع و مصرفِ ثروت- ابزار و تجهیزات در جامعه مطلوب اسلامی استخراج و بعد از تحلیل هندسه موجود نقشه گذار ترسیم خواهد گردید. پس میدانیم «محتوای سیاست» و «محتوای اقتصاد» چیست كه از هندسه تولید، توزیع و مصرف آن محتواها سخن گوییم.

  پرده برداری از یك مرثیه­ی دیگر

نگارنده در این مجال به سیاق گذشته بر خود تكلیف میداند از مرثیه ای دیگر پرده بردارد!!! و آن این است كه: اهل فرهنگ اندر تشخیص محتوای فرهنگ بیراه رفته اند، شاید هم این به برنامه ای طنز میماند ولی در هر صورت محصول این پرده برداری گریه خواهد بود و بس.

از محتوای سیاست و اقتصاد كه درگذریم به محتوای فرهنگ خواهیم رسید. به راستی محتوای فرهنگ چیست؟ در مهندسی فرهنگ كدامین مولفه از جامعه محور بحث خواهد بود؟ در آیات و روایات، منابع اسلامی، سیره معصومین و ... در پی استخراج چه چیز از برای ترسیم هندسه مطلوب عرصه فرهنگ خواهیم بود؟ در مونیتورینگ وضع فرهنگی موجود كدامین شاخصه ها جست وجو خواهد شد؟ و ...

در بخش فرهنگ میتوان از تربیت و آموزش، هنرهای هفتگانه (شعر، موسیقی، نقاشی و ...)، رسانه های جمعی، نهادهای فرهنگی(مثل بسیج، موسسه های مردم نهاد، سازمان تبلیغات و ...) ، میراث فرهنگی، سبك زندگی، هنجارها و ضد ارزش­ها، عقاید، آداب، رسوم، خانواده، ازدواج، گویش، پوشش، آسیب های اجتماعی و ... سخن به میان آورد.

اما از قرار معلوم نگارنده نمیخواهد از خر شیطان پایین آید و دوباره سوال می پرسد: محتوای فرهنگ چیست؟ و پاسخ های فوق را به كرات میشنود ولی همچنان اصرار میورزد مرغ یك پا دارد!

  برشی در فرهنگ؛ یك كالبد شكافی

برای تشریح عمق فاجعه به یك تقسیم بندی توجه نمایید:

در هریك از ابعاد سیاست، فرهنگ و اقتصاد میتوان مضامین ذیل را از یكدیگر تفكیك نمود: 1- محتوا، 2- ساختار یا نهاد، 3- ابزار و 4- محصولات

بعنوان مثال در عرصه سیاست جامعه، مصادیق زیر را می­توان عنوان كرد:

- محتوا: مفهوم قدرت و امنیت

- ساختار یا نهادها: قوه قضائیه، ارتش، مجلس، دولت، دستگاه رهبری، احزاب و ...

- ابزار: تعامل با مردم، لجستیك قوای امنیتی و نظامی، قوانین و آیین­نامه­ها و ...

- محصولات: احساس آرامش و امنیت، آزادی رای، اخلاق مداری حاكمان و ...

با تكیه بر مثال مذكور كیست كه محتوای فرهنگ را به ما نشان دهد؟ محتوایی كه در تداخل با محتوای عرصه سیاست و اقتصاد نباشد و همچنین قابلیت تولید، توزیع و مصرف داشته باشد.

  مصائب ریشه­ای:

اینكه تاكنون نتوانسته­ایم از فرهنگ تعریف جامعی ارائه نماییم به كنار، حتی در خصوص فرهنگ نتوانسته ایم كمترین اشتراكات را بوجود آوریم. مثال اینكه ممكن است از اقتصاد تعاریف مختلفی ارائه گردد اما این تعاریف عموما متضاد نیستند بلكه مناقشه در گستره عملیاتی اقتصاد یا فرعیات خواهد بود.

در فرهنگ مراثی از جنس دیگری است در تعاریف گاه تضادهایی مشاهده میشود كه همچون سمی مهلك عمل میكنند. از عدم تعریف پذیریی فرهنگ تا تعاریف جور واجور. از قابلیت تغییر فرهنگ تا عدم فرموله نمودن آن. از تعاریف مبتنی بر كنش ها تا تعاریف مبتنی بر ابزار و محصولات و ...

حال مهم نیست فرهنگ را چگونه و به چه چیز تعریف مینمایید(البته در سطح این مقاله) هر كس با هر اندیشه ایی و با هر تعریفی بفرماید محتوای فرهنگ چیست؟ و خواهشا صرفا محتوا یا محتواها را برشمرد و مغلطه­ای از ساختار، ابزار و محصولات به خوردمان ندهد.

حال اگر میخواهید بدانید آن مراسم پرده بردای از مرثیه چه بود علاوه بر مطالعه مطالب فوق به آنها بیاندیشدید. آیا در پاسخ به سوال «محتوای عرصه فرهنگ چیست» صرفا به گریه خواهید پرداخت؟

  برشی دیگر؛ تركیب سه+یك

جامعه را میتوان تركیبی از سه لایه بینش ها، ارزش ها و كنش ها دانست و لایه ی تمدنی یا همان سخت افزاری جامعه را نیز در مراحل بعد بر آن افزود. این چهار لایه نمایانگر ساخت جامعه است و بالتبع تركیب فرهنگ را نیز می نمایاند.

حال بجای واژه فرهنگ با تركیبهای چندحرفی مواجهیم. الف)بینش­های عرصه فرهنگ، ب) ارزش های عرصه فرهنگ ج) كنش های عرصه فرهنگ و د)سخت افزارهای عرصه فرهنگ

در عرصه سیاست و اقتصاد میتوان اصطلاحات را دقیق و كامل نمود: مثلا «سخت افزارهای تولید امنیت» یا «بینش های تولید قدرت» یا «ارزش های مصرف ثروت» و ...

اما در عرصه فرهنگ تا كشف و استخراج این محتواها فاصله زیادی باید پیمود.

به چارت زیر توجه نمایید:

 

 عكس در اندازه واقعی را اینجا مشاهده كنید

در چارت فوق ابتدا مشخص مینماییم در كدامین بخش به تحقیق و پژوهش خواهیم پرداخت در این مرحله یكی از بخش های سیاست، فرهنگ و اقتصاد انتخاب خواهد شد (توجه نمایید اینجا بحث از بخش است نه بُعد) سپس میدان بحث انتخاب خواهد شد كه یكی از سه میدان 1) مطلوب اسلام، 2) مطلوب مدرنیته ویا 3) وضعیت موجود

یعنی موضوع یكی از نه عنوان زیر خواهد بود:

1-1) سیاست مطلوب اسلام، 2-1) سیاست موجود، 3-1) سیاست مطلوب مدرنیته

1-2) فرهنگ مطلوب اسلام، 2-2) فرهنگ موجود، 3-2) فرهنگ مطلوب مدرنیته

1-3) اقتصاد مطلوب اسلام، 2-3) اقتصاد موجود، 3-3) اقتصاد مطلوب مدرنیته

حال ابتداعاً باید در هریك از موضوعات نه گانه فوق محتوا را مشخص نماییم و سپس نسبت به تولید، توزیع و مصرف آن محتوا مفاهیم مورد نیاز را ازمیان منابع، كتب یا تحقیقهای میدانی استخراج یا استنباط نماییم و بعد از این خواهد بود كه میتوان مدیریت گذار را ترسیم نمود. مثلا ردیف یك را میتوان بسط داد و از تولید قدرت مطلوب اسلام و ... سخن راند كه فقط در بحث تولید قدرت مطلوب اسلام میتوان سرفصل های پژوهشی ذیل را مطرح نمود:

تصویر در اندازه واقعی را اینجا مشاهده كنید

12خانه فوق هریك میتواند یك پروژه تحقیقاتی برای تكمیل پازل مهندسی فرهنگی گردد.

اما سوال ما همچنان باقیست «محتوای فرهنگ چیست؟»

این داستان(مقاله) ادامه دارد...

وضعیت جامعه امروز ما بر مدار مطلوب خود نمی گردد و این را اهل خرد نه به علم حصولی بلكه به علم حضوری نیز در می یابند. كنش ها، ارزش ها و بینش ها رابطه منطقی و طولی خود را از دست داده اند و چه بسیار امثله ای كه در این باب می توان بر قلم راند و به استقرا نیز ثابت نمود كه وضعیت جامعه امروز بر مدار مطلوب نمی گردد ...

نظام ارزش ها كه ثقل الگوی زندگی جوامع گوناگون در طول تاریخ بوده و است در ایران امروز دچار هرج و مرج و بی ثباتی عجیبی است كه این را اهل خرد به مثابه دردی در وجود خویش در می یابند و در تحلیل محتوای نظام ارزش های موجود از اسلام ناب تا مدرنیته ناب نمونه ارائه می دهند تا اثبات نمایند كه علاوه بر روابط طولی روابط عرضی نیز منطق مطلوب خویش را از دست داده اند.

 

تبیین سه لایه

در تبیین حوزه فرهنگ عموما به سه لایه كنش، ارزش و بینش بر می خوریم و تعریف می كنیم: بینش، عقیده و تفكر حاكم بر جامعه است كه مولد ارزش­ هاست و نظام ارزش هنجارها و ناهنجارها را تبیین می نماید و خود مولد كنش ­هاست و این نیز مجموعه آداب و رسوم روزمره حاكم بر جامعه. اما پیشتر  نیز گفتیم كه این سه لایه رابطه طولی خود را از دست داده­ اند و گفتیم كه : «چه بسیار مثال هایی كه در این باب می توان بر قلم راند» و می گوییم شاید این ها مثال نباشند و لفظ مرثیه افضل باشد در مقام.

مرثیه ­ای برای فرهنگ

مرثیه این است كه در فرهنگ مسلط جامعه امروز می توان سراغ كنشی را گرفت كه در مدل زندگی افراد نهادینه گشته ولی در نظام بینش های كنشگر هیچ ردپایی از اسباب و علل لزوم عمل به این كنش را نتوان جست و نتوان جست كه علل این كنش چیست و كنشگر در نبود مفهوم بینشی از چه روی به این یا آن عمل دست می یازد. و می توان این مرثیه را در باب ارزش­ها و هنجارها نیز سرود. علاوه بر این می توان در فرهنگ مسلط جامعه امروز، كنشی دینی را كنار كنشی غربی و ارزشی دینی را همجوار با ارزشی غربی و بینشی دینی را معتكف در جوار بینشی غربی مشاهده كرد و نه به علم حصولی كه به علم حضوری دریافت این فرهنگ ثبات ندارد و نخواهد داشت.

 

الگوی زندگی جامعه ایرانی در مختصات زمانی سی و سه سال پس از انقلاب اسلامی و یا به زبانی بهتر نظام كنش های جامعه ایرانی در مختصات زمانی سی و سه سال پس از انقلاب اسلامی دارای آداب و رسومی كه بتوان نام سبك زندگی آمریكایی یا سبك زندگی بومی بر آن نهاد نیست، و یا به زبانی دیگر فرهنگ جامعه ایرانی در مختصات سی و سه سال بعد از انقلاب نتوانسته است سیستم های مطلوب خود را تولید نماید.

تعریفی از سیستم

و اگر نگارنده بخواهد منظور خود را از سیستم بازگو نماید ناچار فقط برای تقریب به ذهن و نه از روی تمثیل منطقی موتور ماشین را تشریح كند و بگوید كه: برنامه یا مدلی كه قطعات ماشین را در رابطه ای منطقی كنار هم می چیند تا علت غائی كه همانا تحرك اتومبیل است محقق گردد و سدی محكم در برابر كنش نا متجانس اجزاء پدید آورد. باطری، سوپاپ، پیچ، سیم، و ... در جامعه موتور محصور در مدلی هستند و در رابطه ای سیستماتیك با قطعه همجوار خود سبكی از از زندگی یا الگویی از كنش ها را پدید آورده اند كه قابلیت اطلاق سیستم واحد را یافته اند.

هیچ جزئی توان این ادعا را ندارد كه تحرك اتومبیل را صرفا محصول كار خود قلمداد نماید بلكه در این سیستم تحرك به مجموعه منتصب است نه به یك یا چند جزء.

و نگارنده نه به قصد بازی با كلمات بلكه از برای تشریحی علمی می نویسد: اشتباه است انتصاب تحقق علت غائی به «مجموعه» لیكن صواب لفظ «جامعه» است نه «مجموعه» زیرا می توان همه قطعات موتور را روی زمین رها ساخت ولی هیچ اهل خردی از این مجموعه انتظار تحرك نخواهد داشت، پس افضل این است تحرك را به «جامعه قطعات» منتصب نمود و «جامعه قطعات» را «مجموعه قطعات» بعلاوه «مدل تجمیع» آنها یا همان «سیستم ­ها» دانست.

 

و هر كس كتابكی پیرامون جامعه و جامعه شناسی خوانده باشد بر می آشوبد كه جامعه انسانی تفاوتی ماهوی با موتور دارد، و بلافاصله جواب می شنود كه منظور تبیین سیستم، مدل و الگو بود وگرنه اهل خرد خوب می دانند انسان اختیار دارد ولی اجزاء موتور هرگز!!!

سبك زندگی

مدل یا سبك زندگی در تعریفی حداقلی محدود در سطحی ترین لایه فرهنگ یعنی كنش­هاست.

مدل یا سبك زندگی در تعریفی حداقلی مجموعه ای از آداب و روسوم و گویش ها و كنش هاست كه در مجموعه ای یكپارچه و در رابطه ای عرضی و منطقی با یكدیگر الگوی به ظاهر متكثر ولی در اصل و بنیان متحد تشكیل می دهد.

عقبه عملیاتی نمودن سبك زندگی، نظام ارزش هاست و شاید از همین روی در اكثر محصولات فرهنگی غرب نظام ارزش مطلوب سبك زندگی غرب اشاعه می شود و اصحاب مدرنیته خوب می دانند كه تبیین صحیح نظام ارزش ها خود مولد سبك زندگی مورد نظرشان خواهد بود. این یعنی رابطه طولی و منطقی میان نظام ارزش و نظام كنش. از سویی دیگر غرب مدرن در لایه بینش ها توانسته هژمونی خود را در محتوای علم مدرن در قالب نظام آموزشی جاری و ساری سازد این یعنی اگر چه سبك زندگی علی الظاهر در لایه كنش ها الگوسازی می كند ولی نیاز به سیستمی یكپارچه در سایر لایه های حوزه فرهنگ جزء لاینفك سبك زندگی است.

اوج مراثی

و اما گفتیم كه در ایران مثال ها از سنخ دیگری است و مرثیه ای در این باب سرودیم كه جامعه امروز، بر مدار مطلوب خود نمی گردد.

و مرثیه را بار دیگر بازگو كنیم كه در ایران امروز می توان در كنش اجزاء جامعه، رفتاری رصد نمود كه مطلقا اسلامیست و همزمان رفتاری جست كه مطلقا غربیست و حیرت نمود از این هم نشینی و تاسف خورد از این سبك زندگی نامتجانس. و مرثیه را این گونه ادامه داد كه علاوه بر آشفتگی و هرج و مرج در درون كنش ها این نظام با نظام مولد خود كه همانا ارزش هاست نیز ارتباطی سیستماتیك ندارد و اهل خرد در جستجوی ارزشهای مرتبط با كنش ها به مرثیه نگارنده می گریند و اعتراف می كنند نظام ارزش های جامعه امروز هیچ سنخیتی با نظام كنش ها ندارد، و می شود مشتی از خروار آورد كه در سیری مبتذل قشری از جامعه به حفظ حرمت ها سخن می رانند و به قرینه اش عمل. و به تحقیق می توان اثبات نمود كه صیانت از حرمت ها جزو لاینفك اعتقادات عاملین به قرینه اش است و این جاست اوج مراثی نگارنده . . .

گریه اهل خرد به فرهنگ جامعه امروز را می توان به گریه عامه مردم به روضه «علی اكبر» قیاس نمود، و به تفصیل سخن راند كه در جامعه ای كه سه نظام كنش، ارزش و بینش رابطه منطقی و طولی خود را به باده فراموشی سپرده اند و علاوه بر آن هر نظام در درون خود، ارتباط عرضی میان اعضا را از دست داده باید از فرهنگ مثله شده بجای سیستم فرهنگی گفت. و گفت كه این مثله گشتن بی شباهت با شهادت علی اكبر نیست.

دوقطبی اسلام- مدرنیته

از منظر دیگری نیز می توان به عرصه فرهنگ نگاه افكند و در این منزلگاه علاوه بر سه لایه كنش، ارزش و بینش در خصوص دو قطبی دیگری تامل نمود. این دوقطبی طیف وسیعی از حالات گوناگون را در بر می گیرد كه در یك سوی آن اسلام و در سوی دیگر آن مدرنیته منزل گزیده. این دوقطبی در گام نخست اسباب و علل عدم ارتباط منطقی (طولی و عرضی)  اجزاء عرصه فرهنگی می نمایاند و در گام بعدی رهین چاره جویی در خصوص هندسه نامتجانس امروزیست. می توان در هریك از لایه های سه گانه مذكور عمق تاثیرگذاری هر یك از قطب های اسلام و مدرنیته را تحلیل نمود و علاوه بر آن وضعیت مطلوب هریك از این قطب ها را در لایه های كنش، ارزش و بینش با مطلعات دقیق احصاء نمود، و این یعنی 9 عنوان كلی پژوهشی كه بلااستثناء باید در عرصه فرهنگ عملیاتی شوند.

این 9 عنوان كلی در ماتریس زیر نمایش داده شده است.

 

چگونگی تهیه نقشه راه

در تفكرات نگارنده از برای چاره جویی در خصوص هندسه نامتجانس عرصه فرهنگ در مختصات زمانی سی و سه سال پس از انقلاب اسلامی و در گستره جغرافیایی ایران عزیز بعد از انجام این تحقیقات گسترده می توان مهندسی فرهنگی كشور را استخراج نمود، تا نقشه راهی گردد پیش پای جامعه جهت نیل به وضعیت موعود.

و به قول سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی: «نپندارید كه تنها عاشورائیان را بدان بلا آزمودند و لاغیر . . . صحرای بلا به وسعت تمام تاریخ است.» و این منو شمائیم كه در مختصات زمانی سی و سه سال بعد از انقلاب اسلامی باید به تكلیف تاریخی خویش عمل نمائیم و با امید به سخن امام جامعه كه فرمودند: «تمدن نوین اسلامی در راه است» راه در صراط مستقیم انقلاب نهیم و سهمی هرچند ناچیز در سبیل «جنبش نرم افزاری» برداریم. و بدانیم در این جامعه كه فرهنگ آن از قطعات به دور از هم رفتاری و ارزشی و فكری تشكیل یافته همچو بیابانیس كه در آتش بی آبی، لب به اعتراض گشوده و آماده نوشیدن نابترین محصولات جامعه نخبه كشور و انقلاب است.

«ألیس الصبح بقریب؟»

و این صبح قریب است كه مظلومانه ره ما را به انتظار می كشد و نهیب می زند كجایند، جهادگران عرصه علم و فرهنگ؟

نویسندگان

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
log