تبلیغات
تمدن اسلامی - مطالب ابر نقد اخبار بی بی سی

تمدن اسلامی

جنبش نرم افزاری راهکار تحقق تمدن اسلامی

سه شنبه 22 فروردین 1391

و ناگاه مبانی زیر اهداف له می شوند

نویسنده: امیر   طبقه بندی: سیاست، 

اوایل زمستان بود كه بعد از وقفه ای كوتاه مدت بالاخره وقتكی پیدا شد تا سیری در خبرگزاری­ ها و كند و كاوی در فضای مضحك سیاست داشته باشم.

طبق معمول گذرم به بنگاه خبری بی بی سی نیز افتاد و اندر میان انبوه مطالبش تحلیلی یافتم پیرامون انتخابات مجلس، در واقع همانكه در پیرویتش بودم.

بعد از مطالعه تحلیل مذكور،پنداشتم این نمی تواند نظر قطعی و دیدگاه اصلی بنگاه خبری بی بی سی پیرامون انتخابات باشد، زیرا بر خلاف عادت معمول بنیانش بر پاشنه مبانی لیبرالیسم و جریان روشنفكری نمی چرخد.

تا بحبوحه انتخابات هرچند بی نصیب از اخبار و تحلیل ها بودم اما آن تحلیل همچنان در ذهنم بالا و پایین می پرید، و راست و چپ می نموداز فرط شاذ بودن و غیر قابل باور از جانب خبرگزاری رسمی وزارت امور خارجه انگلیس.

در اثناء تبلیغات انتخابات مجلس بود كه مجالی شد تا به صورت مفصلتر سیری در تحلیل های جریان راست،چپ، اصلاح طلب، منتقد، معتقد، اصولگرا، اینور آبی، آنور آبی و ... داشته باشم. و بازهم پستمان خورد به نور چشممان بی بی سی!!!

حیرت آور بود. این بنگاه فخیمه اصرار می­ورزید؛ مرغ همسایه غاز است و دوباره همان سنخ تحلیل ها را در دستور كار خود قرار داده بود. بی بی سی مدعیست به اشارات رهبری صندوقها باید پر از رای گردد. بی بی سی ادعا میكرد:«رهبر انقلاب معتقد است دست غیب الهی مردم را پای صندوق ها رای خواهد كشاند و اگر مردم پای صندوق رای نیامدند آیت الله خامنه ای كه نمیشود دروغ گفته باشد پس باید صندوق ها را پر از رای كرد.» این ستون و محور اصلی سخنان بی بی سی بود سخنی كه میگفت چه مردم پای صندوقهای رای بیایند و چه نیایند حكومت میزان مشاركت را بیشتر از آنچه كه هست اعلام خواهد نمود.

اما بپردازم به آن سخن خویش كه این تحلیل بر پاشنه مبانی لیبرالیسم نمی چرخد. چون ماقبل ها خوانده بودم كه پوپر سخنی در باب فلسفه علم بر زبان رانده كه همچنان دیدگاهش در میان روشنفكران غرب و شرق این عالم یگانه محبوبیست كه آن را با هیچ تئوری دیگری معاوضه نمیكنند. نظر پوپر پیرامون علم این است كه گزاره ای علمیست كه بتوان نقیضش را نیز عنوان كرد. پوپر میخواست با این تئوری به جنگ محكمات دینی برود و عنوان نماید كه چون گزاره های دینی نقیض پذیر نیستند پس علمی نیستند. ولی خیال می كنم پوپر در مخیله اش هم نمیگنجید كه سینه چاكانش با عكس نظراتش در زمانی نچندان دور بعد از وی به جنگ حكومتی دینی خواهند رفت.

بی بی سی عنوان میكند:الف)میزان مشاركت بالا نشانگر ضعف و اشكال در ساختار حكومت ایران است كه به راحتی میتوان صندوق­های رای را پر نمود!ب)و اگر میزان مشاركت كم باشد این نشان دهنده عدم مشروعیت حكومت است و این یعنی ساختار حكومت در ایران معیوب است.

یعنی چه میزان مشاركت زیاد باشد و چه كم در هر صورت ساختار حكومت در ایران معیوب است و «باید» تغییر یابد.


البته پوپر هم میگفت اگر اینچنین گزاره ای دیدید بدانید آن گزاره غیر علمیست چون نمیتوان نقیضش را گفت. به ظن پوپر گزاره بی بی سی غیر علمیست به این دلیل كه خود نقیضش را میگوید. پوپر مثال میزد: اگر كسی اظهار داشت «فردا باران خواهد بارید و فردا باران نخواهد بارید» غیر علمی سخن رانده. زیرا گزاره «فردا باران خواهد بارید و نخواهد بارید» قابل نقض نیست پس غیر علمیست.

حال به این كار ندارم كه پوپر راست میگوید یا چرت و پرت كه خدا بر درجات علامه جعفری بیافزاید پاسخ مهملات پوپر را داده، اما تامل من در این باب از آن روی است كه جریان روشنفكری و مدرنیسم در غرب و شرق عالم همواره سنگ پوپر را به سینه میزنند و هرجا مجلس سخنرانی برپا میدارند  90% سخنانشان اقتباس شده از كتب و مقالات پوپر است اما نمیدانم چرا بی بی سی سنت اصلاف خود را می درد و سخنی ضد مبانی خویش جاری میكند. آیا مخالفت با انقلاب اسلامی آنقدر برای این جماعت مهم گشته كه حتی حاضرند بخاطر یك تحلیل آن هم برای یك انتخابات پا روی مبانی فكری و لایتغیر خود گذارند؟

مشخص است كه اینها دچار پارادوكس شده اند كسی كه بگوید اگر میزان مشاركت بالا باشد ساختار حكومت عیب دارد و اگر میزان مشاركت كم باشد باز ساختار حكومت ایراد دارد مشخص نیست اینها را برای خنداندن كودكان میگوید یا برای خواباندن بزرگترها.

هر چه باشد من 12 اسفند به چشم دیدم كه كودكان از به صندوق انداختن رای بزرگترهای خود خندیدند و خواب بزرگترها از خستگی درصف ماندن خود برای رای گیری بود و روسیاهی ماند برای زغال.

بی بی سی حركتی به ظن خود زیركانه شروع كرده بود، اگر میزان مشاركت كم می­بود در بوق و كرنا میكرد كه دیدید من گفتم چون ساختار حكومت فرم صحیح ندارد پس مشاركت كم خواهد بود دیدید تحلیل های من درست است دیدید من دروغ نمیگویم.

اگر میزان مشاركت زیاد میشد كه شد در بوق و كرنا كرد كه دیدید من گفتم چون ساختار حكومت فرم صحیح ندارد حكومت میزان مشاركت را بالا اعلام خواهد كرددیدید تحلیل های من درست است دیدید من دروغ نمیگویم.

آقای پوپر تورا بخدا بیا ببین نوادگانت چه میكنند با تئوریهای تو. تورا بخدا بیا ببین چگونه سخنی غیر علمی میگویند. بیا ببین آن سنخ سخنانی كه تو میگفتی مذهبی ها میگویند الان اینان علیه مذهبی ها استفاده میكنند. آقای بی بی سی انصافا ما كجای حرف تو را نقد كنیم تو كه خود نقیض حرف خود را میگویی خود می بری و خود میدوزی و خود میپوشی آنوقت ادعا داری من خیاطم. آخر كدام بی خردی بود كه نامت را بنگاه خبری گذاشت. آخر گند زده ای به هرچه بنگاه بود. حتی دیگر این بنگاه های معاملاتی ما هم شرم میكنند كه بگویند ما بنگاه هستیم.

 

ما بگوییم مشاركت كم بوده افاضات میفرمایید: ایراد دارید، ما بگوییم مشاركت زیاد بوده افاضات میفرمایی: ایراد دارید. یعنی هیچ احتمالی وجود ندارد كه ما ایراد نداشته باشیم. یعنی 100% مشكل از حكومت است و باید تغییر یابد.

بخدا پوپر هم به این ها میگفت جزمی گرایی. به جدش قسم پوپر میگفت وقتی از 100% حرف میزنید یعنی غیر علمی سخن میرانید. البته میدانم كه اینها را میدانید اما من باب احتیاط یادآور میشوم اینها فقط دیدگاههای پوپر نیست این سنخ نظریه ها را در دانشكده های فلسفه علم غرب و شرق بعنوان آخرین رهیافتهای علمی تدریس میكنند. آقای بی بی سی اگر سخن من بسیجی فاندامنتال را قبول نداری سری به دانشگاههای لندن بزن تا آنها بگویند كه سخن غیر علمی بر زبان جاری میكنی.

نمیدانم عمق خصومت شما با این انقلاب تا چه حد است كه حاضرید برای مخالفت با این انقلاب آن هم برای یك انتخابات پا روی مبانی فكری و لایتغیر خود گذارید؟

قسمت اول (بی شباهتی های جمهوری اسلامی و اتحاد جماهیر شوروی)

نقد سوم بر تحلیل غیر علمی بی­بی­سی بحث در خصوص پیش فرض های پنهان ایست که این بنگاه خبری در جای جای تحلیل خود آنها را اعمال نموده و از قضا قصد ندارد این پیش فرض ها را علنا اعلام دارد تا مبانی تحلیل این بنگاه خود به بوته نقد گزارده شود، بی بی سی در قسمتی از تحلیل خود اینگونه اظهار می نماید که:

رهبر ایران در ادامه سخنان خود جامعه اسلامی و هدف های آرمانی آن را نیز تعریف کرد «جامعه اسلامی، جامعه ای است که آرمان ها و اهداف و آرزوهای بزرگ اسلام برای بشر در آن تحقق می یاید.»

او افزود «برخورداری از عدالت و آزادی، نقش آفرینی موثر مردم در اداره کشور و تعیین سرنوشت خویش، برخورداری از عزت و استغنای ملی، رفاه عمومی و از بین رفتن فقر و گرسنگی، بهره مندی از پیشرفت های همه جانبه علمی، سیاسی، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی و دوری از سکون و توقف و پیشروی دائم از خصوصیات بارز جامعه اسلامی است»

بی بی سی در ادامه اینگونه تحلیل می نماید که تمامی این اهداف به غیر از یک مورد (آزادی و نقش آفرینی موثر مردم در اداره کشور) کلی و انتزاعی می باشند. در تحلیل محتوای این فراز باید چند نکته را متذکر شد:

اول آنکه مبتنی بر قانون اساسی رهبر انقلاب وظیفه تعیین خطوط کلی نظام و سیاست گذاری های کلان نظام را بر عهد دارد لذا کلی گویی وظیفه ایشان است، مگر نه آنکه بی بی سی همواره شعار اجرای دقیق و موبه موی قانون را سر می دهد، پس این سنخ مرثیه سرایی از برای چیست؟ و چرا این بنگاه خبری می خواهد از وظیفه قانونی رهبری چماقی برای تخریب سخنان معظم له بسازد؟

ثانیا تفکرات حاکم بر دول غربی که خود را داعیه دار دوری از انتزاعیات و رجوع به عینیات می دانند اهدافی همچون رفاه، مبارزه با فقر و بهره مندی از امکانات کشور را جزو اهداف بلامنازع خود می دانند (مفهوم تامین اجتماعی در برنامه های توسعه)، پس در اینصورت یا دول غرب علی رغم شعارهایشان دچار انتزاع گویی هستند و یا این مفاهیم به هیچ عنوان انتزاعی نمی باشند، که از قضا به نظر می رسد این اهداف و مفاهیم به هیچ وجه انتزاعی نباشند.

لذا باید متذکر شد که یا بنگاه فخیمه بی بی سی نسبت به معنی صحیح لفظ انتزاع ناآشناست و یا مفاهیم رفاه، مبارزه با فقر و بهره مندی از امکانات کشور از دایره نقد بی بی سی خارج است و تیر نقد این تحلیل نشانه دیگری را هدف گرفته.

 

آنچه می ماند و از قرائن و شواهد دیگر نیز پیداست که انتزاعی بودن به آنها نسبت داده می شود اصطلاحات «عدالت، عزت و استغنای ملی» است. علی الخصوص که بی بی سی در آغاز سخن خویش نیز بر این جمله صحه گزارده و اینگونه بیان کرده بود که:

« . . . ]رهبر انقلاب[ هر چند کوشید تا با شمردن هدف های کلی چون «عدالت»، «عزت» و «استغنای ملی» پاسخی انتزاعی و کلامی را در برابر پرسشی عینی و واقعی ارائه دهد.»

بی بی سی که در تحلیل­های دیگر خود از هم ذات پنداری جمهوری اسلامی و اتحاد جماهیر شوروی طرفی نبسته بود در این مجال اینگونه القا می کند که مفاهیمی همچون عدالت و استغنای ملی همچون شعارهای راهبردی شوروی سابق مفاهیمی انتزاعی و نه لزوما عینی می باشند که قادر به بسیج توده ها نبوده و نخواهد بود. هرچند تفاوت ماهوی تعاریف عدالت و استغنای ملی در دو نظام فکری اسلام و کمونیسم بر همگان روشن و مبرم است ولی بی بی سی از منظری سیاست زده می خواهد با این سنخ شعبده بازی ها از تشابه اسمی در لفظ، نهایت استفاده را در نیل به مقصود ببرد.

 

خصومت بی بی سی با این قسم اصطلاحات را باید به تضاد ذاتی ایدئولوژی حاکم بر تار و پود مدرنیته با اسلام ارجاع داد. بلاشک اصل فرض نمودن قوانین و مقرارت نظام اقتصاد کاپیتالیستی(سرمایه سالاری) موجد اینگونه تحلیل ها از اهداف کلان نظام جمهوری اسلامییست. زیرا در اصول و مقرارت حاکم بر مناسبات اقتصادی مدرنیته جایی برای مفاهیمی همچون عدالت و استغنای ملی نیست و از همین روی است که بی بی سی مبتنی بر تفکرات دول غربی و دول متبوعش این مفاهیم را انتزاعی قلمداد می نماید. و همچنین است مفهوم عزت که عموما در خصوص روابط خارجی استعمال می گردد و این نیز مفهومیست که در مبانی ایدئولوژیک سیاست خارجی تمدن غرب محلی از اعراب ندارد وبلکه در تضاد با خصائل دیپلماسی بین المللی قرار دارد. لذا مفهوم ضد استعماری و ضد استبدادی عزت در نظام فکری اسلاف بی بی سی مفهومی انتزاعی می نماید. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که انتزاعی پنداشتن مفاهیم مقدسی همچون عدالت، عزت و استغنای ملی منوط است به اصل پنداشتن نظام های لیبرالیستی و کاپیتالیستی. و باز این سوال مطرح می گردد که از چه روی در این تحلیل اصول حاکم بر تفکرات لیبرالیستی و کاپیتالیستی بدیهی انگاشته می شود و سایر موارد مبتنی بر آن اصول به ظاهر لایتغیر تفسیر و توجیه می شوند؟ انتزاعی جلوه دادن مفاهیم سه گانه عدالت، عزت و استغنای ملی و قرار دادن آن در برابر مفهوم غربی از آزادی که در تحلیل بی بی سی موصوف به صفت عینی می گردند یادآور نزاع میان بلوک شرق و غرب است که عدالت سوسیالیستی در برابر آزادی لیبرالیستی قد علم کرده بود و در نهایت به اضمحلال بلوک شرق انجامید.

مدرنیته و به تبع آن بی بی سی به هیچ وجه با مفاهیم عدالت، عزت و استغنای ملی سر سازش نداشته و نخواهد داشت، و این قسم تضادها منبعث از پیشفرض های نظام فکری حاکم بر بی بی سی و مبانی ایدئولوژیک آن است، و باید این ادعا را مطرح نمود که: هر چه این مفاهیم ملموستر و واضح تر تبیین گردند باز ارباب رسانه در مدرنیته با ارجاع به مبانی فکری و پیشفرض های خودساخته، عدالت را آماج حملات خود قرار خواهند داد و حتی در صورت عملیاتی شدن عدالت نیز رسانه های جمعی غرب از انتزاعی بودن آنها دم خواهند زد.

 

این اصل پنداشتن برخی از مقولات ذهنی مدرنیته و تمدن غرب در جای جای این تحلیل موج میزند، آنجا که بی بی سی عنوان می کند:

هدف های مطرح شده در سخنان رهبر ایران، جز در یک مورد، کلی تر و انتزاعی تر از آن اند که بتوانند با پاسخ گوئی به نیازهای نسل های جوان ایران، آنان را چنان بسیج کنند که نظام اسلامی سرزندگی دوران جوانی خود را بار دیگر تجربه کند.

مدیریت کشور بر اساس رای اکثریت در انتخاباتی آزاد و منصفانه از خواست های مطرح شده لایه های گسترده ای از ایرانیان است . . .

بنگاه خبری بی بی سی پیش فرض قرار دادن مفهوم غربی از آزادی و اصل پنداشتن آن را، اینگونه بر مخاطب خود تحمیل می کند که، نیازهای نسل جوان مفاهیم انتزاعی مورد اشاره رهبری نیست بلکه آنچه مطلوب لایه های گسترده ای از ایرانیان است مفهوم پذیرفته شده دموکراسی بی بی سی است!!!

سخن بنده در خصوص خواسته های مردم و یا مخالفت با انتخاباتی آزاد نیست، بلکه هدف تشریح محتوای تحلیل بی بی سی است، این بنگاه اشاره نمی کند بر اساس کدامین منطق علمی نظام لیبرال دموکراسی را اصل می انگارد و سپس بر اساس آن به تحلیل محتوای نظام جمهوری اسلامی می پردازد؟ (که برخواسته از مبانی متضادی با مبانی مدرنیته است)

آنچه این بنگاه خبری در تشابه سازی خودساخته و موهومی جمهوری اسلامی و شوروی سابق به نحوی پنهان برآن تاکید می کند قداست و لایتغیر بودن نظام فکری جاری در غرب است مفاهیمی که خط قرمزی سخت و سنگین بر دور آنها پیچیده می شود و هیچ احدالناسی حق مخالفت با آن را ندارد که در غیر اینصورت آماج حملات سیاستزده، غیر علمی و غیر منطقی به اصطلاح آزادی خواهان و به اصطلاح روشنفکران قرار خواهد گرفت.

قسمت اول

بی بی سی فارسی ارگان رسمی وزارت امور خارجه رژیم انگلیس مدتی پیش در اقدامی عجیب نسبت به تولید و پخش مستندی در خصوص امام خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی پرداخت هر چند این اقدام موهن مورد نقد و اعتراض محافل و مجامع رسمی و غیر رسمی قرار گرفت اما کار به همین جا ختم نگردید.

بخش فارسی بی بی سی که از آغاز سال 1390 در رکودی قابل تامل اما پنهان به سر می برد(که شاید نشئت گرفته از بحران سیاسی و بحران اقتصادی غرب باشد) در هفته های اخیر با فعالیتی مضاعف و در تناوبهای زمانی متعدد نسبت به تحلیل، تشریح، نقد و یا تخریب چهره رهبر انقلاب و با استناد به سخنان معظم له اقدام نموده است. این اقدام برای کسانی که بخش­های گفتگویی و تحلیلی این بنگاه خبری را قبل، حین و بعد از سفر پر خیر و برکت امام خامنه ای به استان کرمانشاه قیاس نمایند به وضوح قابل رویت و در عین حال قابل تامل است.

این بنگاه خبری در هفته اخیر نسبت به تحلیل فرازی از سخنان معظم له در استان کرمانشاه با عنوان « نگاهی دیگر: رهبر ایران و خطر فرسودگی و از کارافتادگی نظام اسلامی» پرداخته است که در این مقاله بر آنیم تا به نقد این تحلیل (که برگرفته از سایت رسمی بخش فارسی بنگاه خبری بی بی سی می باشد) بنشینیم. البته ذکر این نکته خالی از لطف نیست که نقد پیشرو نقدیست علمی و با رویکردی فرهنگی در مقابل تهاجم سیاسی ارگان رسمی دولت انگلیس به سخنان گوهربار رهبر انقلاب!!!

فرازهای آغازین این تحلیل این گونه شروع می گردد که:

« رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی هفته جاری خود در کرمانشاه، برای اولین بار و به صراحت، به یکی از مباحث جدی سال های اخیر مدیریت سطح بالای نظام جمهوری اسلامی اشاره و خطر «پیری»، « از کارافتادگی» و «فرسودگی» نظام جمهوری اسلامی را مطرح کرد هر چند کوشید تا با شمردن هدف های کلی چون «عدالت»، «عزت» و «استغنای ملی» پاسخی انتزاعی و کلامی را در برابر پرسشی عینی و واقعی ارائه دهد.

 آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی بیش از هر مقام و نهاد دیگری در ایران از گزارش ها و تحلیل های علنی و محرمانه نهادهای گوناگون در باره وضعیت کشور و از ابعاد گوناگون حیات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ایران اطلاع داشته و نه فقط بر عوارض و پیامدها، نمودها و نمودارهای آسیب شناسی نظام جمهوری اسلامی، که بر دلایل، علت ها و زمینه های این نمودها نیز وقوف و آگاهی دارد.»

اشاره و تاکید بر " دلایل، علت ها و زمینه ها " از این روی است که بی بی سی در ادامه به تشریح این علل خواهد پرداخت و سخنان اصلی و تز محوری تحلیل خود را ارائه خواهد نمود. نقد اول  این است که: در واقع تحلیلگر بی بی سی در رویکردی سیاست زده و بدون توجه به مقدمات و پیشفرض های یک تحلیل علمی این مهم را که نظام جمهوری اسلامی در دوران پیری و فرسودگی خود به سر می برد، را یک پیشفرض بدیهی و انگاره ای غیر قابل انکار می پندارد و در ادامه در جستجوی توجیه این اصل بدیهی و غیر قابل انکار است. در واقع تمام تلاش بی بی سی این است که این فرضیه را به اثبات رساند که نظام جمهوری اسلامی در دوران پیری و فرسودگی قرار دارد و اثبات این موضوع از آنچنان اهمیتی برای این بنگاه خبری برخوردار است که به ذبح متدولوژی علمی در این تحلیل می انجامد.

در ادامه بی بی سی تز محوری خود را اینگونه تشریح می نماید که:

« نظام های ایدئولوژیک و مکتبی، چون نظام اتحاد شوروی سابق و جمهوری اسلامی کنونی، بر محور آرمان هائی شکل می گیرند . . . »

« این گونه نظام ها در نخستین سال های حیات خود و به پشتوانه آرمان های انقلاب، جوان و سرزنده و در عرصه نظری و سیاست عملی خلاق و توانمنداند . . . »

« نظام های برآمده از انقلاب با پشت سر گذاشتن سرزندگی و خلاقیت جوانی، با استحاله جنبش به نهاد و با تقلیل آرمان های انقلابی به مصلحت حفظ قدرت، به تدریج از میان سالی بر گذشته و به رکود پیری و فرسودگی می رسند. »

محور اصلی این تحلیل مبتنی است بر قیاس دو تفکر حاکم بر شوروی سابق و جمهوری اسلامی ایران، که در جای جای این تحلیل تکرار گردیده است. در واقع پر بسامدترین گزاره تحلیل بی بی سی همین نکته است که شوروی سابق و نظام کنونی جمهوری اسلامی «مشابهت های ناگزیر» دارند! و این نیز می تواند مجالی برای نقد دوم نگارنده فراهم آورد و این سوال جدی مطرح گردد که از چه روی باید دو نظام شوروی و جمهوری اسلامی را همسنگ و همطراز هم قلمداد نمود؟ و از چه روی باید به قیاس دو نظام متضاد در بنیان و عمل دست یازید؟

شاید در مقام پاسخ، به همین دو اصطلاح "نظام های ایدئولوژیک" و "نظام های مکتبی" اشاره گردد، و گفته شود که دلیل اصلی قیاس این دو نظام مبنای ایدئولوژیک و مکتبی بودن هر دو است، که البته باید اذعان نمود که از این پاسخ مغالطه آمیزتر ممکن نخواهد بود! زیرا مفهوم واحدی از لفظ ایدئولوژی در علوم سیاسی روز موجود نمی باشد و اگر آن را به اصطلاح علمی و صحیحش گیریم خود تحلیلگر و نظام مطلوب و متبوعش نیز در دایره نظام های ایدئولوژیک قرار خواهد گرفت، زیرا لیبرالیسم خود یک مکتب و ایدئولوژی در علوم سیاسی و جامعه شناسی سیاسی محسوب می گردد، و در این صورت باید تمامی رژیم های موجود در جهان را زیر عَلَم نظام ایدئولوژیک قرار داد که در اینصورت باید از بی بی سی این سوال را مطرح کرد که چرا شوروی را برای قیاس با نظام جمهوری اسلامی برگزیده و چرا این قیاس با دول دیگر همچون آمریکا، عربستان، برزیل و ... صورت نپذیرفته ؟

و اگر از لفظ ایدئولوژی، مفهوم مورد استعمال در بلوک شرق(شوروی) را مد نظر داشته باشیم ناچار باید به اصل نقد دوم برگردیم که از چه روی دو تفکر حاکم بر نظام جمهوری اسلامی و اتحاد شوروی را هم سنگ و همطراز  هم قلمداد می نمایید؟ از چه روی ایدئولوژی به معنای مارکسیستی آن را مساوی مفهوم عقیدتی به معنای دینی آن می پندارید؟ چه قرابتی میان اسلام و سوسیالیزم می توان ذکر نمود که به صرف ایدئولوژیک بودن هردو در مقام قیاس آن دو برآییم؟ آیا این قیاس به صرف تشابه لفظی صورت می پذیرد؟ چه مشابهتی میان فلسفه سیاسی و بنیان های نظری حکومت داری اسلام و سوسیالیزم وجود دارد؟

در بنیان های نظری و عرصه تفکرات مبتنی بر منطق تحلیلگران بی بی سی نمی توانند هیچ وجه مشترکی میان اسلام و سوسیالیزم در دید نظام مند و سیستمی به این دو ارائه دهند، و ناگزیر باید به دامان پراگماتیسم (که آخرین رهیافت علمی و فلسفی غرب است) پناه برند و آنچه عمل می شود و نتیجه عملکردها را دلیل این قیاس قرار دهند. در واقع بی بی سی نیز به خوبی می داند که نمی توان هیچ وجه اشتراکی میان دو نظام جمهوری اسلامی و اتحاد جماهیر شوروی در بعد بنیانهای نظری و تئوریک ارائه نماید لذا از ارائه دلایل نظری، فلسفی و تئوریک شانه خالی می نماید و صرفا به براهین حوزه عمل و نتایج عملی می پردازد.  مثلا ذکر نکات زیر از سوی بی بی سی نشانگر این واقعیت است که به دلیل فقدان براهین منطقی-نظری در قیاس دو نظام جمهوری اسلامی و شوروی سابق به پراگماتیسم(عمل و عملگرایی) پناه برده اند:
  • اشاره به فرایند انقلاب های به وقوع پیوسته در ایران و اتحاد شوروی
  • اشاره به دُکترین­های رهبران و استراتژیست­های دو نظام

در مورد اول یعنی قیاس فرایند انقلاب های رخ داده در دو نظام در تحلیل بی بی سی به وفور می توان مثال ارائه داد، مانند:

« این گونه نظام ها ]جمهوری اسلامی و شوروی[ در نخستین سال های حیات خود و به پشتوانه آرمان های انقلاب، جوان و سرزنده و در عرصه نظری و سیاست عملی خلاق و توانمنداند»

« حکومت استبدادی شوروی سابق یکی دو دهه از پشتوانه آرمان های انقلاب و جنگ علیه تجاوز ارتش آلمان تغذیه کرد . . . جمهوری اسلامی نیز . . . تغذیه از آرمان های انقلاب و جنگ را پشت سر گذاشته. »

و اما سوال این است که آیا می توان از قیاس فرایندهای رخ داده در جریان انقلاب به تشابه و تفاوت دو نظام پی برد؟ بلاشک اکثر انقلابهای طول تاریخ بشریت کم و بیش یک سازوکار و یک فرایند را طی نموده اند، حال چرا هیچ اندیشمندی به تشابه سازی دولت های موجود بر اساس مشابهت های فرایند انقلاب اقدام نمی کند؟ مثلا چرا بی بی سی و تحلیلگران آن از مقایسه و تشابه فرایندهای سه انقلاب کبیر فرانسه، انگلستان و آمریکا ( که موجد تمدن نوین غرب و سرآغاز مدرنیته هستند) متناظرسازی نظام های روی کار آمده پس از انقلاب را استنتاج نمی نمایند؟ چه تفاوتی میان فرایند رخ داده در انقلاب انگلستان و انقلاب روسیه وجود دارد؟ آیا تشابه فرایند رخ داده در این دو انقلاب این اجازه را به ما می دهد که نظام های مستقر در این دو کشور بعد از انقلابها را هم سنگ هم قلمداد نماییم؟ حال اینکه برایند انقلاب انگلستان روی کار آمدن تفکرات لیبرالیستی و کاپیتالیستی و برایند انقلاب روسیه روی کار آمدن تفکرات سوسیالیستی و کمونیستی بود! در صورتی که فرایندهای به وقوع پیوسته در انقلاب های هر دو کشور در إشلی کلی مشابهت­های فراوانی با هم داشتند. با این متدولوژی صرفا سیاست­زده و نه مشخصا علمی-منطقی بنگاه خبری بی بی سی تمامی نظام های مستقر دنیا من جمله: آمریکا، انگلستان، فرانسه، روسیه، ایران، مصر، چین و . . . را باید ایدئولوژیک و مکتبی فرض کنیم زیرا انقلاب های به وقوع پیوسته در این ممالک در عمل یک فرایند کلی مشابه را طی نموده اند. در اینصورت نیز باید از بی بی سی این پرسش را مطرح کرد که چرا شوروی را برای قیاس با نظام جمهوری اسلامی برگزیده و چرا این قیاس با دول دیگر همچون آمریکا، چین، انگلیس و ... صورت نپذیرفته ؟

و اما در خصوص اشاره به دُکترین­های رهبران و استراتژیست­های دو نظام می توان نمونه زیر را از متن تحلیل بی بی سی ارائه داد :

« از نگاه آقای خامنه ای، ایران مرحله "تشکیل دولت اسلامی" را در انقلاب و نخستین دهه پس از انقلاب از سرگذرانیده و اکنون، به دوران رهبری او، مرحله "تشکیل جامعه اسلامی" را تجربه می کند و مرحله "تشکیل امت اسلامی" چشم انداز آینده آن است.

نظام شوروی سابق و حزب کمونیست حاکم این کشور در زمان حکومت لئونید برژنف، به دورانی پیری و فرسودگی و از کارافتادگی خود رسید و هم در این دوران بود که نظریه پردازان حزب حاکم تاریخ نظام شوروی را به سه مرحله استقرار "حکومت کارگری"، دوران "تحقق سوسیالیزم" و دوران "تحقق کمونیزم" تقسیم بندی کردند.

تشکیل حکومت اسلامی در گذشته، تشکیل جامعه اسلامی در اکنون و تشکیل امت اسلامی در آینده ، سه مرحله رهبر ایران را می توان معادل دیگری از سه مرحله تحقق حکومت کارگری، تحقق جامعه سوسیالیستی و تحقق جامعه کمونیستی ، سه مرحله حزب کمونیست شوروی، تلقی کرد. »

در واقع این تنها دلیل جامع و کامل تحلیل گر بی بی سی در قیاس دونظام شوری سابق و نظام جمهوری اسلامی کنونی است. دلیلی که فقط می تواند به عنوان پاسخی سیاسی و صد البته سیاست زده در نظر گرفته شود؟ اگر از این سوال در گذریم که چه سنخیتی میان دولت اسلامی با دولت کارگری و جامعه اسلامی با سوسیالیزم و امت اسلامی با کمونیسم شوروی وجود دارد؟ به این نکته می رسیم که از چه روی تشابه دو گفتار ما را می تواند به تشابه دو نظام سوق دهد؟ مگر از تشابه دو استراتژی که در اصل دو ماهیت کاملا متضاد هستند می توان تشابه دو نظام را استنتاج نمود؟


این ها و ده­ها سوال دیگری که بر تعجب و شگفت زدگی ما می افزاید و سوالات نقد دوم را قوت می بخشد که: از چه روی باید دو نظام شوروی و جمهوری اسلامی را همسنگ و همطراز هم قلمداد نمود؟ و از چه روی باید به قیاس دو نظام متضاد ماهوی دست یازید؟

بی بی سی در ادامه بدون پرداختن به سوالات و شبهاتی که ممکن است از این مشابهت سازی در ذهن متبلور گردد به سرعت به سوی هدف سیاسی خود می رود و عنوان آخرین تیتر خود را جمله شگفت آور مشابهت های ناگزیر و سرنوشت مشترک؟ انتخاب می نماید و می افزاید:

تقسیم بندی سه مرحله ای رهبر ایران از روند جمهوری اسلامی به دوره بندی های حزب کمونیست شوروی سابق به دوران پیری و فرسودگی آن نظام شباهت بسیار می برد.

و در واقع می خواهد این نتیجه را به مخاطب القا کند که همانند شوروی که در مرحله جامعه سازی متوقف گردید رو به اضمحلال رفت و در نهایت از هم فروپاشید جمهوری اسلامی نیز سرنوشتی مشترک خواهد داشت. و بار دیگر باید تاکید کرد آنچه در تحلیل بی بی سی رنگ می بازد و جای خالی آن در این رسانه احساس می شود خوی و منطق علمی است که جای خود را با خوی سیاست­زدگی و منطق بی منطقی آن معاوضه نموده است. و بار دیگر باید سوال نمود که از چه روی دو نظام شوروی و جمهوری اسلامی مشابهت­های ناگزیر دارند؟ در واقع این بنگاه خبری می خواهد این فکر را به مخاطب القا کند که نظام جمهوری اسلامی در دوران پیری و فرسودگی خود به سر می برد و همانند شوروی سابق در یک قدمی مرگ دست و پا می زند!!! حال وقتی سوال می شود از چه روی این دو نظام قابلیت قیاس با هم را می یابند؟ پاسخ می شنود به دلیل ایدئولوژیک بودن هردو. و وقتی این نظریه در اسباب مجوز برای قیاس این دو نظام رد می شود به این پاسخ متمسک می شوند چون هردو برای تحقق نظام مطلوبشان یک فرایند را طی می کنند. و وقتی تضاد ماهوی این دو فرایند و غیر قابل قیاس بودنشان اثبات می گردد، دلایل سیاسی و سیاست زدگی رخ می نماید. دلیل این قیاس یک و تنها یک چیز است و آن اینکه بی بی سی می خواهد نتیجه بگیر جمهوری اسلامی در یک قدمی سقوط قرار دارد. بی بی سی هیچ ابایی از غیر علمی بودن تحلیل خود ندارد و با وقاحت تمام عنوان می کند:

حکومت استبدادی شوروی سابق یکی دو دهه از پشتوانه آرمان های انقلاب و جنگ علیه تجاوز ارتش آلمان تغذیه کرد. جامعه سوسیالیستی را تحقق نبخشید و تحقق جامعه کمونیستی را در آینده منتفی کرد و چون نظامی مبتنی بر سرمایه داری دولتی به پیری و فرسودگی رسید و درگذشت.

جمهوری اسلامی نیز اکنون و به گفته رهبر آن مرحله اول، تغذیه از آرمان های انقلاب و جنگ را پشت سر گذاشته و مرحله دوم، تحقق جامعه اسلامی را تجربه می کند و اگر در تحقق هدف های جامعه اسلامی ناکام بماند اکنون خود و آینده تشکیل امت اسلامی را منتفی کرده است.

این فراز به خوبی نشان می دهد علت غایی بنگاه خبری بی بی سی از این تحلیل صرفا القای مرگ جمهوری اسلامی ست. در این تحلیل در واقع هیچ سندی یا دلیلی دال بر پیری و فرسودگی حکومت ایران ارائه نمی گردد بلکه صرفا تلاش می شود تا با ایجاد چسبندگی کاذب میان دو مقوله ذاتا متضاد نتیجه مصادره به مطلوب گردد. مصداق بارز هدف وسیله را توجیه می نماید این سنخ تحلیل های سیاست زده است که در فضایی نوستالژیک و به دور از متدولوژی علمی تدوین می گردد.


برای دریافت اصل نمودار نقد و تشریح ِ تحلیل بی بی سی با سایز بزرگ اینجا کلیک کنید

جمع بندی

در تحلیل بی بی سی از موقعیت تاریخی ایران هدف که همانا اثبات تئوری «نزدیک بودن مرگ ایران» است بر کل مطلب سایه افکنده است. تحلیل گر در تلاش است اثبات نماید دوره پیری و فرسودگی جمهوری اسلامی فرا رسیده، و برای اثبات این مدعا به سخن رهبر انقلاب مبنی بر دوران جامعه سازی اشاره می نماید. برای استنتاج علت غایی به قیاس مع الفارق میان جمهوری اسلامی و شوروی سابق دست می یازد و علی رغم اینکه دلیلی منطقی و علمی برای این قیاس ندارد صرفا به تشابه فرایندهای رخ داده در دو نظام اشاره می کند. در واقع همان مطلب را که می خواهد اثبات نماید در فرایندی مبتذل دلیل سخن خویش قرار می دهد. وقتی سوال می شود از چه روی شوروی و ایران مستحق مشابهت سازی هستند، تشابه دوران جوانی و پیری یا فرسودگی دلیل این قیاس عنوان می گردد و این همان است که باید اثبات می گردید، باید اثبات میگردید که جمهوری اسلامی در دوران فرسودگی و پیری خود قرار دارد و سپس استنتاج می شد که این نظام همانند شوروی سابق در دوران ماقبل فروپاشی قرار دارد. اما دریغ که سیاست زدگی بر متدولوژی علمی غلبه می یابد و تحلیلی جانب دارانه از آرزوهای واهی بریتانیای کبیر ارائه می شود نه عینیات موجود.

ادامه دارد . . .

قسمت دوم ( پیشفرض های لایتغیر، شعبده بازی های یک بنگاه خبری)

شنبه 23 بهمن 1389

تاریک خانه اشباح اینجاست (قسمت دوم)

نویسنده: امیر   

بلاشک تحولات اخیر خاورمیانه و بلاخص قیام مردم مصر مهمترین رخداد سیاسی-اجتماعی در سال جاری می باشد. اکثر رسانه های جمعی سعی می کنند تا با ارائه تحلیل و گزارش های دست اول گوی سبقت را از سایر رقبای خود بربایند. در این میان بنگاه خبری بی بی سی بر اساس روال عادی خود، از زوایای مختلف به مقوله تحولات میدانی و سیاسی مصر می پردازد. در تازه ترین تحلیل خبری این بنگاه تیتر زیر را در برنامه های خود گنجانده است:

"شکاف بین فلسطینیان بر سر حسنی مبارک"

در این خبر تحلیلی بی بی سی به رصد تحولات فلسطین حول محور رخدادهای مصر می پردازد. در بخش آغازین این تحلیل اینگونه آمده است که:

" ده ها سال حسنی مبارک، رئیس جمهوری مصر، از بازیگران اصلی مذاکرات صلح بین اسرائیل و فلسطینیان بوده است. مصر همچنین در مناقشه بین دو جناح حماس و فتح درمناطق تحت کنترل آنها در نوار غزه و کرانه غربی، که گاه به خشونت کشیده شده است، نقش میانجی را بر عهده داشته است."

در این قسمت بی بی سی چند مبحث را مطرح می نماید:

1-     بازیگری حسنی مبارک در مسائل فلسطین

2-     به خشونت کشیده شدن مناقشات فلسطین

3-     نقش میانجی حسنی مبارک

اولا: سوال این است که چرا این بنگاه خبری از کنار قضیه دخالت حسنی مبارک در تحولات سایر دول به این راحتی عبور می کند؟ به چه دلیلی از این امر نچندان پسندیده در عرف بین الملل مقوله ای مباح می سازد؟ آیا این بنگاه از اخبار نچندان صواب حضور ایران در تحولات لبنان و فلسطین نیز به این راحتی عبور می کند و آن را امری عادی جلوه می دهد؟ نگاهی به سیر اخبار BBC نشان می دهد که در این مقوله خاص این بنگاه به هیچ وجه جانب بی طرفی را رعایت نمی کند و در قبال دخالت قدرتهای جهانی و همپیمانانشان در امور دیگر کشورها موضعی مثبت و در قبال ایران و هم پیمانانش موضعی خصمانه اتخاذ می نماید.

ثانیا: مقوله خشونت میان احزاب فلسطینی مسئله ایست که بدون در نظر گرفتن نقش اسرائیل در این میان قابل تحلیل نیست. این بنگاه در حرکتی مرموزانه مسئله را به شکل مناقشه میان احزاب فلسطینی طرح می کند! و انگار نه انگار که مناقشه میان اسرائیل و فلسطینیان است. سوال این است چرا این بنگاه مناقشه را در درون فلسطین مطرح می کند، نه میان فلسطین و اسرائیل؟ از این رو است که به خشونت کشیده شدن را، امری درون دولت فلسطین بیان می کند نه مقوله ای میان فلسطین و اسرائیل.

ثالثا: ارائه چهره ای بی طرف از حسنی مبارک (شخص حسنی مبارک نه  مردم مصر!!!) مسئله ایست که خود این بنگاه خبری در ادامه تحلیل خود آن را نقض می کند، و در دو جا بیان می کند:

« - حسنی مبارک به دلیل حمایت از محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی . . .

- حماس با حسنی مبارک مخالف است. یکی به این دلیل که از محمود عباس رئیس تشکیلات خود گردان فلسینی حمایت می کند . . . »

حال که این بنگاه خود به بی طرف نبودن مبارک اذعان می کند چرا سعی می کند او را به عنوان شخصی میانجی مطرح نماید؟ این تناقض گویی جهت کانالیزه کردن ذهن مخاطب نیست؟ آیا نمی خواهد با ارائه چهره ای موجه از حسنی مبارک (آن هم در ابتدای تحلیل) در ادامه مخالفان او را تقبیح کند؟

 

از این قسمت از تحلیل BBC در گذریم به نکات مهمتری می رسیم. بی بی سی می افزاید:

نظر فلسطینیان درباره قیام مردم مصر، صریح و یکپارچه نیست و همین موضوع نشان می دهد که هیچ نقطه نظری درباره مصر قابل تعمیم به تمامی اعراب نیست.

غیر قابل تعمیم بودن قیام مصر در واقع نوعی روحیه بخشی به سران وابسته دول عربی است تا تحلیلی واقع بینانه. وقتی به برهان این بنگاه در خصوص "مصر قابل تعمیم به تمامی اعراب نیست" رجوع می کنیم به مضحک بودن این ادعا و جنبه روحیه بخشی آن کاملا آگاهی می یابیم. بی بی سی ادعا می کند چون "نظر فلسطینیان درباره قیام مردم مصر، صریح و یکپارچه نیست" پس قیام مردم مصر قابل تعمیم نیست!!! قوی بودن این استدلال به حدی است که نگارنده را وا داشت پیرامون آن بیشتر بحث کند.

این بنگاه و اصلاف آن همواره ادعای دانایی و بهره گیری از علوم روز را دارند، چرا به منابع و کتب جامعه شناسی سیاسی رجوع نمی کنند تا بدانند که صریح و یکپارچه نبودن نظر یک کشور در خصوص یک رخداد مانع از تعمیم آن رخداد نمی گردد. به عنوان مثال مردم مصر نظر صریح و یکپارچه ای از قیام مردم تونس نداشتند و ندارند، ولی کیست که نداند تحولات اخیر مصر تعمیم یافته تحولات تونس می باشد؟

این سنخ براهین شباهت خاصی به براهین خانم زهرا رهنورد در خصوص آرای جناب آقای مهندس موسوی در آذربایجان و لرستان دارد، البته خالی از لطف نیست که به این نکته اشاره نمایم که اگر برهان مذکور همواره صادق است چرا این بنگاه به آقای موسوی تذکر نمی دهد که قیام مردم مصر و تونس نمی تواند متاثر از جنبش سبز ایران باشد؟ چون مردم این دو کشور نظر صریح و یکپارچه ای در خصوص جنبش سبز ندارند!

 

بی بی سی در ادامه خبری را عنوان می کند که:

روز چهارشنبه گذشته در کرانه غربی که تحت تسلط جنبش فتح است، گروهی به هواداری از حسنی مبارک در میدان شهر رام الله دست به تظاهرات زدند. حسنی مبارک به دلیل حمایت از محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در بین عده ای از فلسطینبان هوادارانی دارد.

قبل از تحلیل این قسمت بهتر است ادامه خبر را که در خصوص نوار غزه و حماس می باشد را نیز ملاحظه فرمایید:

در نوار غزه، جنبش حماس تظاهراتی علیه حسنی مبارک برپا کرد. حماس با حسنی مبارک مخالف است و . . .

البته می دانم که مهندسی کلمات توسط این بنگاه اظهر من الشمس است ولی اشاره به آن خالی از لطف نیست؛ در خبر مربوط به تظاهرات طرفداران محمود عباس و حسنی مبارک از کلماتی استفاده گردیده که نشان می دهد هواداران آنها خود این تجمع را به راه انداخته اند: " گروهی به هواداری از حسنی مبارک در میدان شهر رام الله دست به تظاهرات زدند" ولی در خصوص تظاهرات علیه حسنی مبارک به گونه ای از چیدمان الفاظ استفاده گردیده که نشان می دهد این تجمع به صورت فرمایشی و با هزینه­کرد مستقیم دولت حماس برپا شده است: " جنبش حماس تظاهراتی علیه حسنی مبارک برپا کرد" در ادامه خبر مربوط به تجمع در شهر رام الله این گونه آمده است که:

چند ساعت بعد گروهی از فعالان دمکراسی خواه در همان محل علیه حسنی مبارک تظاهراتی برپا کردند و خواستار کناره گیری او شدند. ماموران امنیتی محمود عباس این گروه را مضروب و متفرق کردند.

و در ادامه خبر مربوط به تجمع در نوار غزه اینگونه آمده است که:

و بالاخره در نوار غزه جوانانی که تحت تاثیر تحولات مصر قرار گرفته اند سعی کردند که یک گردهمایی علیه حماس تشکیل دهند زیرا به اعتقاد آنان حماس آزادی را سرکوب می کند.

در حالی که به ادعای این بنگاه این دولت محمود عباس است که مخالفان را مورد ضرب و شتم قرار می دهد، ولی معلوم نیست که چرا دولت حماس به سرکوب آزادی متهم می گردد؟ حال که همه می دانند اگر کوچکترین تعدی نسبت به مخالفان در نوار غزه رخ می داد همین بنگاه خبر پراکنی بی بی سی زمین و زمان را به هم می دوخت و از همه استمداد می خواست که به فریاد آزادی خواهان نوار غزه برسید. حال که کوچکترین تحدی نمی یابد تخلفات محمود عباس را پای حماس می نویسد. وا عجبا که تا کی اینان به معیارهای دوگانه خویش در خصوص مسائل بین الملل ادامه خواهند داد. چرا دیدبان حقوق بشر فریاد وا مصیبتا سر نمی دهد که در رام ا... "فعالان دموکراسی خواه" مورد ضرب و شتم قرار می گیرند؟ چرا کمسریای عالی حقوق بشر نهیب نمی زند که محمود عباس باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرد؟ استفاده از چماق حقوق بشر فقط برای شانتاژ سیاسی علیه حماس و ایران و سوریه کاربرد دارد و وقتی در محدوده دوستان دول غربی وارد می شود به یکباره رنگ می بازد. به راستی چرا؟

و نکته جالبتر اینکه بر خلاف تحلیل ستور اولیه این خبر که در آن قید شده بود قیام مردم مصر قابل تعمیم نیست در این قسمت قید می گردد که جوانان نوار غزه می خواهند "تحت تاثیر تحولات مصر" گردهمایی تشکیل دهند!!! حال سوال این است: بالاخره تعمیم قیام مصر امکان پذیر است یا نه؟ در چه دولی امکان پذیر است و در چه دولی غیر ممکن؟ چرا قابل تعمیم به حماس و ایران و سوریه است ولی قابل تعمیم به عربستان و محمود عباس و اردن و ... نیست؟

در پایان فقط به یک جمله به نقل از بی بی سی اکتفا می کنم:

هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، بر باز شدن فضای سیاسی کشورهای خاورمیانه تاکید کرده، اما گفته است فقط گروه هایی باید اجازه ورود به روند سیاسی را داشته باشند که خشونت را نفی کنند و به اصول مصالحه و مدارا پایبند باشند.

متن کامل خبر

پنجشنبه 21 بهمن 1389

تاریک خانه اشباح اینجاست (قسمت اول)

نویسنده: امیر   طبقه بندی: سیاست، 

دیده‌بان حقوق بشر: بحران حقوق بشر ایران عمیق تر شده است

این عنوانی است که بنگاه خبری بی بی سی در هفتم بهمن ماه بر روی سایت خود قرار داد. با نگاهی به آرشیو این بنگاه خبری می توان دریافت که خبرهای مشابه جایگاه ثابتی در این خبرگزاری به خود اختصاص داده­اند، خبرهایی که با رویکردی نچندان صواب به وضعیت حقوق بشر در ایران می پردازند.

به جملات زیردقت کنید:

« در این گزارش به عدم رعایت حقوق "اقلیت ها" در ایران اشاره شده و با تاکید بر اینکه روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان در ایران احکام سنگین قضایی دریافت کرده اند اعلام شده که ایران در اعدام نوجوانان نیز رتبه نخست را در دنیا دارد. این سازمان به اعدام های گسترده در ایران اشاره کرده و گفته است آمارهای رسمی نشان می دهد ایران پس از چین (پر جمعیت ترین کشور جهان) بیشترین تعداد اعدام را در دنیا دارد، این در حالیست که مدافعین حقوق بشر ایران می گویند تعداد واقعی اعدام ها بخصوص در مورد قاچاقچیان مواد مخدر بسیار بالاتر است.»

خواننده با خواندن این جملات بلاشک بر مجرم بودن ایران صحه می گذارد، اما وقتی گزارش از کلیات خارج و وارد مصادیق می شود این مجال ایجاد می گردد که پیرامون صحت! و سقم! گزارش نظر داد.

در ادامه این خبر، بی بی سی اینگونه می نویسد:

« دیده‌بان حقوق بشر گفته است حکومت ایران اعتراضات پس از انتخابات سال ۲۰۰۹ را با خشونت و استفاده از گلوله های واقعی سرکوب کرد، بسیاری را کشت و هزاران را دستگیر کرد.»

در عجب است که چرا تمامی مباحثی که پیرامون ایران مطرح می شود به سیاست گره می خورد؟ حال که اینها داعیه دار پرهیز از سیاست را دارند! چرا هر گزارش اعم از حقوقی، اقتصادی، اجتماعی و ... وقتی به جغرافیای ایران می رسد رنگ و بوی فتنه 88 را به خود می گیرد آن هم با عینک خبرگزاری های آمریکایی و انگلیسی...

از این مطلب که در گذریم به نکته مهمتری می رسیم و آن، اینست که این سخنان مستند به چه دلایلی هستند، مستندات دیدبان حقوق بشر در خصوص "استفاده از گلوله های واقعی" چیست؟ آیا استناد به گزارش های VOA ، BBC ، رادیو فردا ، نامه کروبی به هاشمی و قس علی هذا است!؟ آیا استناد به گزارش مراجع ذیصلاح دولت ایران است؟ با تامل در ادامه خبر می توان به نکات بیشتری پیرامون این گزارش و منابع آن پی برد. ولی قبل از آن ذکر یک نکته دیگر پیرامون اخبار بی بی سی خالی از لطف نیست؛

در خصوص جمله "بسیاری را کشت و هزاران را دستگیر کرد" بیشتر به جملات ادبی می ماند که در آن از صنعت مبالغه استفاده شده تا جمله ای که در گزارشات، معمول و مرسوم است. کیست که نداند استفاده از کلماتی همچون بسیار و هزاران صرفا به منظور تاثیر روانشناختی بر خواننده استفاده گردیده ولا غیر؟ آمار باید به صورت دقیق و به عدد قید شود وگرنه استفاده از الفاظ کیفی در گزارشات به هیچ وجه مورد قبول نیست، و اگر گفته شود که آمار دقیق در دسترس نیست چرا دیدبان حقوق بشر با تأثی از بنگاههای خبری آمریکا و انگلیس جانب افراط را برمی گزیند نه جانب تفریط؟ اگر آمار دقیق ندارند چرا از کلمات بعضی، تعدادی، گروهی و ... استفاده نمی کند؟ بماند که در اصل گزارش لفظ "دهها" استفاده شده که توسط بی بی سی به "بسیار" جعل گردیده و با کلمه "هزاران" مجوار گردیده.

از مهندسی کلمات توسط این بنگاه خبری بگذریم به نکات جالبتری می رسیم؛ بی بی سی در ادامه می افزاید:

«در این گزارش آمده است صدها مدافع و وکیل حقوق بشر، روزنامه نگار، فعال جامعه مدنی و رهبران اپوزیسیون بدون اتهام همچنان در بازداشت هستند، بازجویان با شکنجه از زندانیان اعتراف می گیرند تا قوه قضائیه بتواند آنها را به حبس های طولانی مدت و حتی اعدام محکوم کند. »

حال سوال این است «این صدها وکیل حقوق بشر و فعال جامعه مدنی و رهبر اپوزیسیون چه کسانی هستند که دیدبان و بی بی سی اینگونه سنگ آنها را به سینه می زنند؟» بی بی سی در ادامه گزارش خبری خود به این صدها "وکیل حقوق بشر" اشاره می کند:

« به گفته دیده‌بان حقوق بشر، ارعاب وکلای حقوق بشر و جلوگیری از وکالت زندانیان سیاسی همچنان ادامه دارد: نسرین ستوده، وکیل تعدادی از بازداشتی های سیاسی، در سپتامبر گذشته بازداشت شد، محمد مصطفایی، وکیل سکینه محمدی که به سنگسار محکوم شده، از کشور گریخت و محمد سیف زاده همکار شیرین عبادی و از بنیانگذاران کانون مدافعان حقوق بشر که توسط حکومت بسته شد، به نه سال زندان محکوم شده است.»

هرچقدر در گزارش بی بی سی و اصل گزارش دیدبان حقوق بشر گشتیم تا حداقل نمونه­های ذکر گردیده را به عددی دو رقمی برسانیم- صدتا پیش کش- استناد دیگری نیافتیم! حال قضاوت با شماست که آیا برای سه وکیل باید از لفظ صدها بهره جوییم؟ مگر وزن این سه وکیل محترم چقدر است که آنها را تا رتبه صدها ارتقاء می دهد؟

حال بگذریم از اینکه از ارعاب حکومت ایران! آقای مصطفایی در آغوش استکبار جهانی دارد قایم باشک بازی می کند و به واسطه ریخته شدن آبروی دیگران، آن سوی زمین کیفش را می برد و پول و پله ای از افشای پرونده یک زن بیچاره به دست آورده.

در خصوص نسرین ستوده نیز باید به این نکته اشاره شود که ایشان نه به عنوان وکیل بلکه به عنوان یک شهروند عادی ایران و به خاطر جرائم شخصی شان مورد محاکمه قرار گرفته! حال سوال از دیدبان و بی بی سی این است آیا صرف جایزه گرفتن فردی از نهادهای وابسته به شما می تواند عامل مصئونیت ایشان و جلوگیری از برخورد با متخلفین گردد ؟

برای آقای سیف زاده هیچ نمی افزایم چون قرار گرفتن نام ایشان در مجاورت با نام خانم عبادی خود گویای همه چیز است!!!

در بند دیگری از این گزارش خبری می خوانیم:

« این سازمان افزوده در طول سال ۲۰۱۰، سرکوب آزادی بیان، اجتماعات و نیز فشار بر اقلیت های دینی و جنسیتی ادامه یافته است.»

اوج بی شرمی در این بند از گزارش هویداست. چرا باید به عقاید اقلیت های جنسی احترام گذاشت؟ مگر این انقلاب و حکومت داعیة برچیدن این قسم بی بند و باری ها را ندارد؟ مگر نه این است که با دادن رسمیت به هم جنس بازان و منحرفان فکری و جنسی حق و حقوق را به مسلخ مرگ می بریم و آن را به انحطاط می کشانیم؟ آیا فکر نمی کنید که با دادن حق به چند نفر، آزادی را از نوع بشر سلب می کنیم؟ به راستی با پشت کردن به آرمان های انقلاب و اسلام شما پاسخگوی 250000 شهید و خانواده آنها خواهید بود یا ما؟ در این نظام کسی داعیه دار به رسمیت شناختن منحرفان جنسی نیست و نخواهد بود و با افتخار اعلام می کنیم تا خشکانیدن ریشه مفسدانی همچون همجنس بازان و منحرفان فکری و جنسی پرچم جهاد را بر زمین نخواهیم گذاشت...

در بند دیگر از جمله ای که ذکر گردید به لفظ اقلیت های دینی بر می خوریم. پرسش این است کدام اقلیت های دینی؟ خود گزارش پرده از این راز بر می دارد و با وقاحت تمام از بهائیت به عنوان دین حمایت می کند:

« این سازمان گفته است پیروان بهائیت از آزادی دین محروم هستند و در اوت گذشته هفت نفر از رهبرانشان به جرم جاسوسی و بدون محاکمه عادلانه به حبس های بیست ساله محکوم شدند.»

بی درنگ این جمله حضرت روح ا... به ذهن متبادر می شود که بهائیت نه یک فرقه بلکه یک حزب صهیونیستی ست. اینکه بعد از گذشت سال ها رهبران این فرقه ضاله همچنان در حیفا – در قلب اسرائیل- به سر می برند و با بودجه سالیانه رژیم صهیونیستی اداره می شوند خود مدرکی ست بر ادعای امام. حال خود قضاوت کنید که با فرقه ای که رهبرانش در آغوش افرادی جا خوش کرده اند که به خون این ملت تشنه اند، چگونه باید رفتار کرد؟

در قسمت دیگری از گزارش افزوده شده است که در قوانین ایران اقلیت های مذهبی را مورد تبعیض قرار گرفته اند و بلافاصله به این جمله اشاره گردیده که؛: « مامورین امنیتی به دراویش گنابادی حمله می کنند»!!! قضاوت با خوانندگان فهیم، به گزارشی که در آن از دراویش گنابادی -که با انواع ترفندها و حیله ها جوانان را می فریبند و عمر و مال و ناموسشان را به یغما می برند- دفاع می شود چگونه باید نگریست؟

فراز آخر:

بی بی سی این قسمت از گزارش را با عنوان «انتقاد از غرب» نگاشته و در آن از اتحادیه اروپا ، باراک اوباما و بان کی مون درخواست کرده تا برای آنچه احقاق حقوق بشر! می نامند پا را از دیپلماسی نرم فراتر نهاده و اسنرانژی مشخصی را برای مقابله با دولت های ناقض حقوق بشر! اتخاذ نمایند.

اما در این گزارش از تحریم های شدید بین المللی علیه ایران سخنی به میان نیامده و ذکر نگردیده که سیاست شدیدتر از این تحریم ها یعنی آغاز جنگ و معلوم نیست که چرا دیدبان حقوق بشر به طور غیر مستقیم این عمل غیر انسانی را طلب می نماید. بی درنگ انسان یاد سخنان شیرین عبادی می افتد که از دول غربی می خواهد تا با اتخاذ تحریم های شدید علیه ملت ایران، جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهند. پرسش این است که چرا سازمان های داعیه دار دیدبانی حقوق بشر اینگونه شتابزده و بیخردانه خواهان اعمال فشار بر ملت ایرانند و آیا این را در جهت خلاف حفظ حقوق بشر قلمداد نمی کنند؟

چندی از نگارنده:

اگر مجال بود به زوایای بیشتری اشاره می کردم، که جهت اختصار آنها را موکول می کنم به مقاله بعدی.

اما ذکر این نکته خالی از لطف نیست که بی بی سی و اسلاف آن که در گزارش های هفتگی خود به ذکر مصادیقی از نقض حقوق بشر در ایران می پردازند چه اهدافی را پی میگیرند؟ بر مبنای منشور حقوق بشر ما موظفیم بسیاری از قوانین شرع مقدس اسلام را به موزه تاریخ بفرستیم. اینکه بازتاب پرشور این سنخ گزارشات جهت مواجهه با قوانین اسلام است اظهر من الشمس است(البته با کمی تامل). اگر اینان به مقدسات این ملت احترام می گذاشتند و گوشه چشمی به شریعت اسلام داشتند هرگز به دفاع از هم جنس بازان، بهائیت، آشوبگران، گروههای فمینیستی و ... نمی پرداختند. اما این سنخ بنگاههای خبری برای فریب اذهان عمومی و همراه کردن گروهی با خود این مخالفت ها با اسلام و اعتقادات مردم را در قالب تحلیل ها یا گزارش های بزک کرده خود و با رنگ و لعابی به ظاهر بی طرفانه به خورد بینندگان می دهند. اما دریغ که این امت به شیطنت های شیطان بزرگ فریفته نشد، روباه پیر که جای خود دارد...

والسلام

متن کامل خبر

نویسندگان

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
log